اما جايى كه داند كه دشوار نبود و آن كس شاد شود ، روا بود كه آرزو درخواهد .
شافعى ( ره ) به بغداد به خانهء زعفرانى بودى . هر روز زعفرانى نسخت الوان طعام به طبّاخه دادى . يك روز شافعى به خط خويش لونى در افزود .
چون زعفرانى آن خطّ وى در دست كنيزك بديد ، شاد شد و به شكرانه كنيزك آزاد كرد .
ادب چهارم آنكه خداوند خانه ايشان را گويد كه « چه خواهيد و چه آرزو داريد ؟ »
چون در دل راضى بود بدانچه ايشان تحكّم كنند . چه ، آنچه آرزوى ايشان بود ثواب در آن بيشتر بود .
و رسول ( ص ) مىگويد : « هر كه به آرزوى برادر مسلمان قيام كند ، هزار هزار حسنه وى را بنويسند و هزار هزار سيّئه از ديوان وى بسترند و هزار هزار درجه وى را بردارند و از سه بهشت وى را نصيب كنند - فردوس و عدن و خلد . » اما پرسيدن كه « چيزى آورم يا نه ؟ » مكروه و مذموم است ، بلكه آنچه باشد بياورند و اگر نخورند باز برگيرند .
فضيلت ميزبانى
بدان كه آنچه گفته آمد ، اندر آن است كه كسى ناخوانده به جايى رود به - زيارت ، اما حكم دعوت كردن ديگر است .
و گفتهاند چون مهمانى بيايد هيچ تكلّف مكن ، و چون بخوانى هيچ باز مگير [ 1 ] ، يعنى هر چه توانى بكن .
و در فضيلت ضيافت اخبار بسيار آمده است . و اين عادت عرب است كه ايشان اندر سفر به حلّهء [ 2 ] يكديگر رسند ، فرود آيند ، و حقّ چنان مهمان گزاردن مهمّ است . و براى اين گفت رسول ( ص ) : « كسى كه وى مهماندار
هامش
[ 1 ] مضايقه مدار .
[ 2 ] حله ، منزل ، قرارگاه قبيله .