تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 291

مساهمون:

ص٢٩١

آداب طعام خوردن دوستان كه به زيارت يكديگر شوند

بدان كه اندر اين چهار ادب است :

اول آنكه قصد نكند تا به وقت طعام نزديك كسى شود ،

كه در خبر است كه « هر كه قصد طعام كسى كند ناخوانده ، در شدن [ 1 ] فاسق بود و در خوردن حرام‌خواره . » اما اگر به اتفاق [ 2 ] فرا سر طعام رسد ، بىدستورى [ 3 ] نخورد . و اگر گويند بخور و داند كه از دل نمىگويند ، هم نخورد - كه نشايد - و لكن تعلّلى كند و به تلطّف دست بدارد . اما اگر قصد كند به خانهء دوستى كه بر وى اعتماد دارد و از دل وى آگاه بود ، روا باشد ، بلكه ميان دوستان اين سنّت است . رسول ( ص ) و أبو بكر و عمر ( رض ) در وقت گرسنگى به خانهء أبو ايّوب انصارى و أبو الهيثم بن التّيهان شده‌اند و طعام خواسته . و اين اعانتى باشد ميزبان را بدين خير ، چون دانند كه وى راغب است . و از بزرگان كس بوده است كه سيصد و شصت دوست داشته است ، هر شبى به خانهء يكى بودى ، و كس بوده است كه وى سى دوست داشته است ، تا در هر ماهى شبى به خانهء يكى بودى ، و كس بوده است كه هفت دوست داشته - است ، تا در هر هفته هر شبى به خانهء يكى بودى . و اين دوستان معلوم [ 4 ] ايشان بودندى - به جاى كسب و ضياع - و ايشان [ 5 ] سبب فراغت و عبادت اين قوم بودندى . بلكه چون دوستى دينى افتاد ، روا بود كه اگر وى در خانه نباشد از طعام وى خورد در غيبت وى ، چون رسول ( ص ) در خانهء بريرة [ 6 ] شد ، طعام وى بخورد در غيبت وى ، كه دانست كه وى بدين شاد شود . و محمد بن واسع ( ره ) از بزرگان اهل ورع بوده است ، با اصحاب خويش به خانهء حسن بصرى ( ره ) شدندى و آنچه
هامش
[ 1 ] شدن ، رفتن . [ 2 ] به اتفاق ، اتفاقا ، تصادفا . [ 3 ] دستورى ، اجازه . [ 4 ] معلوم ، كنايه از مال و سرمايه . [ 5 ] دوستان . [ 6 ] در « آرام » و « احياء » ( ج 2 ص 7 ) نيز بريره ( كنيز زر خريد و آزادشدهء عايشه ) .