مگر ميوه كه از جوانب طبق روا بود ، كه آن مختلف باشد . و از ميان كاسهء ثريد نخورد و از جوانب خورد . و از ميان نان نخورد : بلكه از كناره در - گيرد ، و گرد در مىآيد . و نان به كارد پاره نكند و گوشت همچنين . و كاسه و چيزى كه خوردنى نباشد بر نان ننهد . و دست به نان پاك نكند . و چون لقمهاى يا طعامى ديگر از دست بيفتد ، برگيرد و پاك كند و بخورد ، كه در خبر است كه اگر بگذارد ، شيطان را گذاشته باشد .
و نخست انگشت بليسد به دهان ، آنگاه در ازارى مالد ، تا آن اثر طعام كه خورده باشد بشود ، كه بود كه بركت خود در آن باقى بود .
و در طعام گرم نفخ نكند ، بلكه صبر كند تا سرد شود .
و چون خرما خورد يا زردالو يا چيزى كه شمردنى باشد ، طاق خورد - هفت يا يازده يا بيست و يك - تا همهء كارهاى وى با حق - تعالى - مناسبت گيرد ، كه وى طاق است و او را جفت نيست ، و هر كارى كه ذكر حق - تعالى - به نوعى از انواع با آن به هم نبود [ 1 ] ، آن كار بىفايده و باطل بود ، پس طاق از جفت اولىتر بدين سبب كه با وى مناسبت دارد . و دانهء خرما با خرما بر يك طبق جمع نكند ، و در دست نگيرد ، و همچنين هر چيزى كه وى را ثفلى [ 2 ] بود و چيزى كه آن را بيندازند .
و در ميان طعام آب بسيار نخورد .
آداب آب خوردن
اما ادب آب خوردن آن است كه كوزه به دست راست گيرد و بگويد :
بسم اللّه ، و پيوسته و باريك دركشد . و بر پاى [ 3 ] نخورد ، و خفته نخورد . و ابتدا به كوزه فرونگرد تا خاشاكى يا حيوانى نباشد در وى . و اگر جشايى [ 4 ] از گلو برآيد ، دهان از كوزه بگرداند . و اگر يك راه بيش خواهد خورد ، به - سه بار خورد و هر بارى بسم اللّه بگويد و به آخر الحمد للّه . و زير كوزه نگاه دارد تا آب بر جايى نچكاند . و چون آب تمام بخورد ، بگويد :
هامش
[ 1 ] با آن جمع نباشد .
[ 2 ] ثفل ، تفاله .
[ 3 ] ايستاده .
[ 4 ] جشا ، آروغ .