پنجم آنكه تا گرسنه نشود دست به طعام نبرد . و نيكوتر سنّتى كه بر طعام تقديم بايد كرد ، گرسنگى است ، كه پيش از گرسنگى ، خوردن مذموم و مكروه است . و هر كه دست به طعام برد و هنوز گرسنه بود كه دست بازگيرد هرگز به طبيب محتاج نگردد .
ششم آنكه به ما حضر قناعت كند و تكلّف طعامهاى خوش نكند ، كه مقصود مؤمن نگاه داشتن قوّت عبادت بود نه تنعّم . و سنّت است نان را گرامى داشتن - كه قوام آدمى به وى است - و مهين ! كرام وى [ 1 ] آن است كه اندر انتظار نانخورش ندارندش ، بلكه اندر انتظار نماز ندارندش : كه چون نان به حاضر آمد ، پيشتر نان خورند آنگاه نماز كنند .
هفتم آنكه دست به طعام نبرد تا كسى حاضر نيايد كه با وى طعام خورد - كه تنها خوردن نيكو نيست - كه هر چند دست بر طعام بيش بود بركت بيش بود . انس ( رض ) گويد كه « پيغامبر ( ص ) هرگز طعام تنها نخوردى . »
آداب وقت خوردن
اما آداب وقت خوردن آن است كه اوّل بسم اللّه بگويد و به آخر الحمد للّه . و نيكوتر آن است كه به اوّل لقمه بسم اللّه بگويد ، و به دوم بسم اللّه الرّحمن ، و به سيّم بسم اللّه الرّحمن الرّحيم - و به آواز بگويد تا ديگران را ياد دهد [ 2 ] .
و به دست راست خورد ، و ابتدا به نمك كند ، و ختم به نمك كند - كه در خبر آمده است - تا [ 3 ] شره را در ابتدا بشكند بدانكه [ 4 ] به خلاف شهوت يك لقمه برگيرد . و لقمه خرد كند ، و نيك بخايد ، و تا فرونبرد دست به ديگر لقمه دراز نكند .
و هيچ طعام را عيب نكند ، كه رسول ( ص ) هرگز طعام را عيب نكردى .
اگر خوش بودى بخوردى ، و اگر نه دست بداشتى . و از پيش خود خورد ،
هامش
[ 1 ] نان .
[ 2 ] تا به ياد ديگران آورد .
[ 3 ] تا ، به اين مقصود كه .
[ 4 ] بدانكه ، از اين راه كه ، به اين وسيله كه .