آداب طعام خوردن با ديگر كس
آن آداب كه گفتيم ، اگر تنها بود يا با كسى ديگر ، نگاه بايد داشت ، اما چون با ديگرى خورد ، شش ادب ديگر درافزايد :
اول آنكه دست فرا طعام نبرد تا آنگاه كه كسى كه بر وى مقدّم بود - يا در زاد [ 1 ] يا در علم يا در ورع يا سببى ديگر - دست فرا برد . و اگر مقدّم وى بود ، ديگران را در انتظار ندارد .
دوم آنكه خاموش نباشد بر سر طعام - كه آن از سيرت عجم است - لكن سخن خوش همىگويد ، از حكايات پارسايان و حكمت ، و لكن بيهوده نگويد .
سوم آنكه جانب همكاسه نگاه دارد تا به هيچ حال بيش از وى نخورد - كه آن حرام بود چون طعام مشترك باشد - بلكه بايد كه ايثار كند [ 2 ] و بهترين پيش وى نهد . و اگر رفيق آهسته خورد ، تقاضا كند تا به نشاط خورد ، و سه بار بيش نگويد كه « بخور ! » - كه زيادت از اين الحاح بود و افراط ، و سوگند ندهد ، كه طعام حقيرتر از آن بود كه بدان سبب سوگند دهند .
چهارم آنكه حاجت نيفكند رفيق را بدانكه وى را گويد « بخور ! » [ 3 ] ، و لكن موافقت همىكند ، همچنانكه وى همىخورد . و بايد كه از عادت خويش كم نكند در خوردن - كه آن ريا باشد - ليكن در تنهايى خود را به ادب دارد همچنان كه در پيش مردمان تواند خورد . اما اگر بر قصد ايثار كمتر خورد نيكو بود ، و اگر زيادت خورد تا ديگران را نشاط بود ، هم نيكو بود .
هامش
[ 1 ] زاد ، ولادت .
[ 2 ] همكاسه را بر خود مقدم دارد .
[ 3 ] رفيق را به تعارف واندارد .