تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 251

مساهمون:

ص٢٥١
تعالى - شنود عين تواضع و شكستگى گردد ، و چون محالات كفّار شنود - كه در حق خداى تعالى گفته باشند ، چون فرزند و شريك - آواز نرم‌تر كند و با شرم و با حيا و خجلت خواند . و همچنين هر آيتى را معنيى هست ، و آن معنى را مقتضايى است . بايد كه بدان صفت گردد تا حقّ آيت گزارده بود .

ادب ششم

آنكه قرآن چنان شنود كه از حق - تعالى - شنوند ، و تقدير - كند [ 1 ] كه از وى مىشنود . يكى از بزرگان گويد كه « من قرآن مىخواندم و حلاوت آن نمىيافتم ، تا تقدير كردم كه از رسول ( ص ) مىشنوم ، پس از اين فراتر شدم و تقدير كردم كه از جبرئيل مىشنوم . حلاوت زيادت يافتم ، پس فراتر شدم و به منزلت مهين رسيدم ، و اكنون چنان مىخوانم كه از حق - تعالى - مىشنوم بىواسطه - و لذّتى مىيابم كه هرگز نيافته‌ام .
هامش
[ 1 ] تقدير كردن ، فرض كردن .
كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 251 | الغزالي