تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 249

مساهمون:

ص٢٤٩
وى حاضر شود .

ادب سوم

آنكه دل حاضر دارد ، و در خواندن غافل نشود ، و حديث نفس وى را به جوانب پراكنده بيرون نبرد ، و هر چه به غفلت خواند ناخوانده داند و ديگر بار باز سر شود - كه اين همچنان بود كه كسى به تماشا در بوستانى شود و آنگاه غافل باشد از عجايب بوستان - تا ديگر بار - بيرون آيد بىنصيب . و اين قرآن تماشاگاه مؤمنان است ، و در وى عجايبها و حكمتهاست ، كه هر كه در آن تأمل كند به هيچ چيز ديگر نپردازد . پس اگر كسى معنى قرآن نداند نصيب وى اندك باشد . اما بايد كه عظمت اين در دل وى حاضر بود تا پراكنده انديشه نشود .

ادب چهارم

آنكه در معنى هر كلمتى انديشه همىكند تا فهم كند ، و اگر به يك راه فهم نكند اعادت كند . اگر از وى لذتى يابد ، اعادت مىكند اولىتر از بسيار خواندن بود . ابو ذر غفارى مىگويد كه « رسول ( ص ) يك ثلث شب تا روز اين آيت اعادت مىكرد [ 1 ] :
ان تُعَذِّبْهُم فأِنَّهُمْ عِبادُكَ و انْ تَغْفِرْ لَهُم فَانَّكَ انتَ - العزيزُ الحَكيم
[ 2 ] و بسم اللّه الرّحمن الرّحيم بيست بار اعادت كرد . » و سعيد بن جبير شبى در اين آيت كرد :
وَ امْتازوا اليَوْمَ ايُّهَا المجرِمون
[ 3 ] . و اگر آيتى مىخواند و معنى آيتى ديگر مىانديشد ، حق آن آيت نگزارده باشد . عامر بن عبد قيس از وسواس گله مىكرد ، گفتند : « آن ، حديث دنيا باشد . » گفت : « اگر كارد در سينهء من زنند آسان‌تر از آنكه در نماز حديث دنيا انديشم . » و ليكن دل‌مشغولى آنكه در قيامت پيش حق - تعالى - چون ايستم ، و چون بازگردم ؟ ، اين از جملهء وسواس مىدانست - به حكم آنكه هر كلمه كه در نماز مىخواند ،
هامش
[ 1 ] در « ترجمهء احياء » : ابو ذر گفت كه « پيغامبر ( ص ) شبى در قيام ما را امامت كرد ، و همه شب اين آيت را باز گردانيد . » [ 2 ] ( قرآن ، 5 - 118 ) ، اگر عذاب كنى ايشان را ، ايشان رهيگان تواند ، اگر بيامرزى ايشان را ، تو آنى كه تويى تواناى دانا . [ 3 ] ( قرآن ، 36 - 59 ) ، [ و گويند فرا كافران كه ] از هم جدا شويد امروز ، اى ناگرويدگان .