تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 250

مساهمون:

ص٢٥٠
بايد كه جز آن معنى ، اندر آن وقت ، به هيچ چيز ديگر نينديشد ، و چون انديشهء ديگر كند ، اگر چه هم از دين بود ، وسواس باشد ، بلكه بايد در هر آيتى جز از معنى وى نينديشد : چون آيات صفات حق - تعالى - خواند ، در اسرار صفات تأمل كند كه معنى قدّوس و عزيز و جبّار و متكبّر و حكيم و امثال اين چيست ، و چون آيات افعال خواند - كه
خَلَقَ السمواتِ و الأرض
[ 1 ] - از عجايب خلق عظمت خالق فهم كند و كمال علم و قدرت وى بشناسد ، تا چنان شود كه در هر چه نگرد حق را بيند ، كه همه به وى بيند و از وى بيند ، و چون اين آيت خواند كه
انّا خَلَقْنَا الْإِنسانَ مِن نُطْفَةٍ امْشاجٍ نَبْتَليهِ
[ 2 ] ، در عجايب نطفه انديشد كه قطره‌اى آب يك صفت چگونه از وى چيزهاى مختلف پديد آورد ، چون گوشت و پوست و رگ و استخوان و غير آن ، و آنگه از وى اعضا ، چون دست و پاى و سر و چشم و زبان و غير آن چون آفريده شود ، و آنگاه عجايب جواهر معانى ، چون سمع و بصر و حيات و غير آن ، چون پديد آيد ؟ و معانى قرآن را همه شرح كردن دشخوار [ 3 ] بود ، و مقصود از اين ، تنبيه است بر جنس تفكّر در قرآن . و معانى قرآن سه كس را ظاهر نشود : يكى آنكه اول ، تفسير ظاهر [ 4 ] نخوانده باشد و عربيّت نشناخته بود ، ديگر آنكه بر گناهى بزرگ مصرّ باشد ، يا بدعتى اعتقاد كرده باشد كه دل وى تاريك شده باشد ، و ديگر آنكه در كلام اعتقادى [ 5 ] برخوانده باشد و بر ظاهر آن ايستاده ، و هر چه به خلاف آن بر دل وى بگردد از آن نفرت گيرد [ 6 ] ، و ممكن نگردد كه اين كس هرگز از آن ظاهر فراتر شود .

ادب پنجم

آنكه دل وى به صفتهاى مختلف مىگردد ، چنان كه معانى آيات مىگردد : چون به آيات خوف رسد همهء دل وى هراس و زارى گردد ، و چون به آيت رحمت رسد گشادگى و استبشار در وى پديد آيد ، و چون صفات حق -
هامش
[ 1 ] ( در آياتى چند از قرآن آمده است ) ، آسمان‌ها و زمين را آفريد . [ 2 ] ( قرآن ، 76 - 2 ) ، بيافريديم ما اين مردم را از نطفه‌اى آميخته ، ما مىآزماييم او را . [ 3 ] دشخوار ، دشوار . [ 4 ] مراد ترجمه است . [ 5 ] علم كلام . [ 6 ] دورى جويد .