تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 248

مساهمون:

ص٢٤٨
پندارد كه حقيقت آتش « الف » و « تا » و « شين » است ، و نداند كه اگر آتش كاغذ را بيند بسوزد و طاقت وى ندارد ، اما اين حروف هميشه در كاغذ باشد و هيچ اثر نكند در وى . و چنان كه هر كالبدى را روحى است كه با وى نماند ، معنى حروف همچون روح است و حروف چون كالبد . شرف كالبد به سبب روح است ، و شرف حروف به سبب روح معانى است ، و پيدا كردن تمامى تحقيق [ 1 ] اين ، در چنين كتاب ممكن نگردد .

ادب دوم

آنكه عظمت حق - تعالى - ، كه اين سخن وى است ، در دل حاضر كند پيش از قرآن خواندن ، و بداند كه سخن كه مىخواند ، و در بحر خطر كه مىنشيند ، كه وى را مىگويد [ 2 ] :
لا يمسه الا المطهرون
[ 3 ] . و چنان كه ظاهر مصحف را نشايد بساويدن الّا به دستى پاك ، بداند كه حقيقت سخن حق را در نتوان يافت الّا به دلى پاك از نجاست اخلاق بد و آراسته به نور تعظيم و توقير . و از اين بود كه عكرمه چون مصحف از هم باز كردى ، وى را غشى افتادى و همىگفتى : هو كلام ربّى ، هو كلام ربّى [ 4 ] . و هيچ كس عظمت قرآن نداند تا عظمت خداى را نشناسد . و اين عظمت در دل حاضر نيايد تا از صفات و افعال وى باز نينديشد . و چون عرش و كرسى و هفت آسمان و هفت زمين ، و هر چه در ميان اين و آن است - از ملايكه و جنّ و انس و بهايم و حشرات و جماد و نبات و اصناف خلق - در دل حاضر كند و بداند كه اين كلام اوست كه اين همه در قبضهء قدرت وى است - كه اگر همه را هلاك كند باك ندارد ، و در كمال وى هيچ نقص نبود ، و آفريننده و دارنده و روزىدهندهء همه وى است - آنگاه باشد كه شمه‌اى از عظمت در دل
هامش
[ 1 ] بيان همهء حقيقت اين معنى . [ 2 ] در « ترجمهء احياء » : و بداند كه آنچه مىخواند از سخن آدميان نيست ، و در سخن خداى خطرى عظيم است ، چه ، فرموده است . . . [ 3 ] ( قرآن ، 56 - 79 ) ، آن را هيچ كس نبساود جز پاكان . [ 4 ] اين سخن پروردگار من است ، اين سخن پروردگار من است .