ادب پنجم
آنكه اگر از معنى ريا در وى چيزى باشد و يا كسى ديگر را نماز بشوليده خواهد شد ، آهسته خواند ، كه در خبر است كه « فضل قرائت سر بر جهر [ 1 ] چون صدقهء سر است بر علانيه . » و اگر از اين [ 2 ] ايمن باشد ، اولىتر آن بود كه آواز بردارد تا ديگرى را نيز از سماع نصيب بود ، و تا وى نيز آگاهى بيش يابد و همّت وى جمعتر باشد ، و تا نشاط بيفزايد و خواب برمد و خفتگان ديگر بيدار شوند . و اگر اين همه نيّتها جمع شود ، بر هر يكى ثوابى يابد . و اگر از مصحف [ 3 ] خواند فاضلتر ، كه چشم را نيز كار فرموده باشد . و گفتهاند : « ختمى از مصحف به هفت ختم بود نه از مصحف [ 4 ] . » و يكى از فقهاى مصر نزديك شافعى شد ، وى را در سجود ديد - مصحف نهاده . گفت [ 5 ] : « فقه شما را از قرآن مشغول بكرد ! و من نماز خفتن بگزارم ، مصحف بر دست گيرم و تا روز فرا يكديگر نكنم . » و رسول ( ص ) بر أبو بكر بگذاشت : نماز مىكرد به شب ، و قرآن آهسته مىخواند . گفتا : « چرا آهسته مىخوانى ؟ » گفت : « آن كه با وى مىگويم ، مىشنود - . » و عمر را ( رض ) ديد كه به آواز مىخواند ، گفت : « چرا به آواز همىخوانى - ؟ » گفت : « خفته را بيدار كنم و شيطان را دور كنم . » گفت : « هر دو نيكو كرديد . » پس چنين اعمال تبع نيّت بود ، و چون نيّت در هر دو نيكو بود ، بر هر دو ثواب يابد .
ادب ششم
آنكه جهد كند تا به آواز خوش خواند ، كه رسول ( ص ) مىگويد - : « قرآن را به آوازهاى خوش بياراييد . » و رسول ( ص ) مولاى أبو حذيفه [ 6 ] را ديد كه قرآن به آواز خوش مىخواند ، گفت « الحمد للّه الّذى جعل فى امّتى مثله [ 7 ] . » و سبب آن است كه هر چند آواز خوشتر بود ، اثر قرآن
هامش
[ 1 ] سر و جهر ، پنهان و آشكارا ( بىبانگ و به بانگ بلند ) .
[ 2 ] از ريا و مزاحمت .
[ 3 ] از روى قرآن نه از حفظ .
[ 4 ] يك ختم از روى قرآن خواندن برابر بود با هفت ختم از بر خواندن .
[ 5 ] يعنى شافعى گفت . ( « ترجمهء احياء » ، كتاب اسرار قرآن )
[ 6 ] نام اين مولا در « احياء علوم الدين » سالم ياد شده است .
[ 7 ] ستايش خدايى را كه در امت من چون اويى نهاد .