بر وى واجب آيد .
اما محظورات [ 1 ] حج شش است :
يكى جامه پوشيدن است ، كه در احرام پيراهن و شلوار و دستار و موزه ، نشايد . بلكه ازار و رداء و نعلين شايد ، اگر نعلين نيابد ، كفش روا بود ، و اگر ازار نيابد ، شلوار روا بود . و هفت اندام به ازار بپوشد روا بود ، مگر سر كه نشايد كه بپوشد . و زن را روا بود جامه داشتن بر عادت ، و ليكن روى بايد كه نپوشد [ 2 ] ، و اگر در محمل يا مظلّه [ 3 ] باشد روا بود .
دوم - بوى خوش به كار ندارد : اگر به كار دارد و جامه پوشد ، گوسفندى واجب آيد .
سوم - موى نسترد و ناخن باز نكند : اگر كند ، گوسفندى واجب آيد . و گرمابه و فصد و حجامت ، و موى فروگشادن - چنان كه كنده نيايد - روا بود .
چهارم - جماع نكند : و اگر كند اشترى يا گاوى يا هفت گوسفند واجب آيد ، و حجّ فاسد شود ، و قضا واجب آيد . و اگر پس از تحلّل اول بود اشتر واجب آيد ، و ليكن حج تباه نشود .
پنجم - مقدمات مباشرت ، چون برماسيدن [ 4 ] زن و بوسه دادن ، نشايد ، و هر چه طهارت بشكند از ملامسه [ 5 ] ، اندر وى گوسفندى واجب آيد ، و در
هامش
[ 1 ] محظور ، حرام ، ممنوع .
[ 2 ] در « ترجمهء احياء » : زن را روا كه جامههاى دوخته بپوشد ، و لكن روى را نپوشد به چيزى كه مماس آن شود . ( كتاب حج ، ص 278 )
[ 3 ] مظله ، كجاوه و تخت روان سايبان دار .
[ 4 ] برماسيدن ، لمس كردن ، مالش دادن .
[ 5 ] در « ترجمهء احياء » : « و ملامست - كه با زنان ناقض وضو باشد - . . . » ( كتاب حج ، ص 278 ) .