و چون استطاعت حاصل شود بايد كه تعجيل كند . پس اگر تأخير كند ، روا بود اگر توفيق يابد كه سال ديگر بكند . و اگر تأخير كند و بميرد پيش از حجّ ، عاصى بود ، و بايد از تركهء [ 1 ] وى حج كنند به نيابت وى - اگر چه وصيّت نكرده باشد - كه اين اوامى گشت بر وى .
و عمر ( رض ) گفت : « قصد آن خواستم كرد تا بنويسم كه هر كه مستطيع باشد در شهرها و حج نكند از وى جزيتى [ 2 ] بستانند . »
اركان و واجبات وجوه گزاردن و محظورات حج
بدان كه اين اركان - كه بىآن حجّ درست نيايد - پنج است :
احرام و طواف ، و پس از آن سعى [ 3 ] ، و ايستادن به عرفه ، و موى ستردن - بر يك قول .
و واجبات حج - كه اگر دست بدارد [ 4 ] ، حج باطل نشود ، و ليكن گوسفندى - بكشتن لازم آيد - شش است :
احرام آوردن در ميقات : اگر از آنجا در گذرد - بىاحرام - گوسفندى واجب - آيد ، و سنگ انداختن ، و صبر كردن به عرفات تا آفتاب فروشود ، و مقام كردن به مزدلفه اندر شب و همچنين ، به منا ، و طواف وداع . و اندر اين چهار باز - پسين يك قول ديگر هست كه گوسفند لازم نيايد چون دست بدارد ، و ليكن سنّت بود قيام كردن بدين .
اما وجوه گزاردن حج سه است : افراد و قران و تمتّع .
و افراد فاضلتر : چنان كه حج اولا تنها بگزارد ، و چون تمام شود از احرام بيرون آيد ، و احرام به عمره آورد ، آنگاه عمره بگزارد . و احرام عمره
هامش
[ 1 ] تركه ، مالى كه از مرده بجا ماند .
[ 2 ] جزيت ( گزيت ، گزيد ) ، ماليات سرانه كه اهل كتاب غير مسلمان هر سال به دولت اسلامى مىپرداختهاند .
[ 3 ] در احياء : الاحرام و الطواف و السعى بعده . . .
[ 4 ] دست به داشتن : ترك كردن .