استمناء همچنين . و عقد نكاح نشايد محرم را ، و اگر كند درست نبود ، و چيزى لازم نيايد [ 1 ] .
ششم - صيد كردن نشايد مگر از آب . و چون صيدى را بكشد ، مانند وى واجب آيد - از اشتر يا گاو يا گوسفند - تا به چه چيز بهتر ماند [ 2 ] .
كيفيت حجّ
بدان كه صفت اعمال حجّ ، از اول تا آخر به ترتيب ببايد دانست - فرائض و سنن و آداب به هم آميخته - چنان كه سنّت است ، كه هر كه عبادت نه به عادت كند ، سنّت و آداب و فريضه همه نزديك وى برابر بود ، كه به مقام محبّت كه رسد ، به نوافل و سنن [ 3 ] رسد . چنان كه رسول ( ص ) گفت كه حق - تعالى - مىگويد : « بندگان من به من هيچ تقرب نكنند بزرگتر از گزاردن فريضههاى من . و آنكه بنده بود نياسايد هيچ از تقرب كردن به نوافل و سنن ، تا بدان درجه رسد كه سمع و بصر و دست و زبان وى من باشم : به من شنود ، و به - من بيند ، و به من گيرد و به من گويد . » پس مهم بود آداب و سنن عبادت به جاى آوردن ، و در هر چيز ادب نگاه داشتن .
آداب راه و ساز
[ 4 ] راه بايد كه اوّل كه نيّت حج كند ، توبه كند و مظالم باز دهد و اوامها بگزارد ، و عيال و فرزند و هر كه را بر وى نفقهاى بود نفقات بدهد ، و - وصيتنامه بنويسد ، و زاد راه از وجهى حلال به دست آورد و از شبهت حذر كند - و چون حجّ به مال شبهت كند بيم آن بود كه ناپذيرفته بود ، و چندان زاد بسازد كه با درويشان [ 5 ] رفق تواند كرد در راه ، و پيش از بيرون شدن ، سلامت راه را چيزى به صدقه كند ، و استرى قوى به كرا گيرد ، و هر چه بر خواهد
هامش
[ 1 ] تعهدى ايجاد نمىكند .
[ 2 ] تا آنچه صيد شده به كدام از آن سه - اشتر ، گاو ، گوسفند - بيشتر شباهت داشته باشد .
[ 3 ] سنن ( ج سنت ) ، مستحبات .
[ 4 ] ساز راه ، لوازم سفر .
[ 5 ] درويشان ، تهيدستان .