تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨

اصل هفتم - حج است

بدان كه حجّ از اركان اسلام است ، و عبادت عمر است . و رسول ( ص ) گفت : « هر كه بمرد و حجّ نكرد ، گو : خواه جهود مير و خواه ترسا ! » و گفت : « هر كه حجّ كند - بىآنكه تن به فسق آلوده كند و زبان به بيهوده و ناشايست مشغول دارد - از همه گناهان بيرون آيد ، همچنان‌كه آن روز از مادر بزاده - باشد . » و گفت : « بسيار گناه است كه هيچ چيز آن را كفّارت نكند مگر ايستادن به عرفات . » و گفت كه « شيطان را نبينند هيچ روز خوارتر و حقيرتر و زردروىتر از آنكه در روز عرفه ، از بس رحمت كه خداى - تعالى - بر خلق مىباراند و از بس كبائر عظيم كه عفو مىكند . » و گفت : « هر كه از خانه بيرون آيد در انديشهء حجّ و در راه بميرد ، تا قيامت هر سال وى را مزد حجّى و عمره‌اى بنويسند . و هر كه در مكّه بميرد يا در مدينه ، وى را نه عرض بود و نه حساب . » و گفت : « يك حجّ مبرور بهتر از دنيا و آنچه در وى است ، و وى را هيچ جزا نيست مگر بهشت . » و گفت : « هيچ گناه عظيم‌تر از آن نيست كه كسى به - عرفه بايستد و گمان برد كه آمرزيده نيست . » و على بن موفّق ، يكى از بزرگان بوده است ، گفت : « يك سال حجّ كردم : شب عرفه دو فريشته را به خواب ديدم كه از آسمان فرود آمدند - با جامه‌هاى