و أنس مىگويد از رسول ( ص ) كه « پنج چيز روزه گشاده كند : دروغ ، غيبت ، و سخن چينى ، و سوگند به دروغ ، و نظر شهوت . » دوم آنكه زبان نگاه دارد از بيهوده و هر چه از آن مستغنى بود يا خاموش همىباشد ، يا به ذكر و قرآن خواندن مشغول مىباشد . و مناظره و لجاج از جملهء بيهودههاى زيانكار باشد . اما غيبت و دروغ ، به مذهب بعضى از علما ، روزهء عوام را نيز باطل كند .
و اندر خبر است كه « دو زن روزه داشتند ، و چنان شدند از گرسنگى كه بيم هلاك بود . دستورى خواستند از رسول ( ص ) كه روزه بگشايند . قدحى به - ايشان فرستاد تا قى كنند در آنجا . از گلوى هر يكى پارهاى خون بسته برآمد ، و مردمان در تعجّب بماندند . رسول ( ص ) گفت كه اين دو زن از آنچه خداى - تعالى - حلال كرده بود روزه گرفتند ، و بدانچه حرام كرده بود بگشادند ، و به غيبت مشغول شدند ، و اينكه از گلوى ايشان برآمد گوشت مردمان است كه بخوردهاند . » سوم آنكه گوش نگاه دارد ، كه هر چه گفتن نشايد ، نبايد شنيدن ، و شنونده شريك گوينده بود در معصيت دروغ و غيبت و غير آن .
چهارم آنكه دست و پاى و همه جوارح از ناشايست نگاه دارد .
و هر كه روزه دارد و چنين كارها كند ، مثال وى چون بيمارى بود كه از ميوه حذر كند و زهر خورد ، كه معصيت زهر است ، و طعام غذايى است كه بسيار خوردن آن زيان دارد ، اما اصل وى زيانكار نيست [ 1 ] . و براى اين رسول ( ص )
هامش
[ 1 ] در « ترجمهء احياء » : و مثال اين روزهدار مثال كسى است كه خانهاى آبادان كند و شهرى بيران ( ويران ) چه ، طعام حلال به بسيارى زيانكار است ، نه به نوع آن . روزه براى تقليل است و كسى كه از بسيار خوردن دارو احتراز نمايد از بيم زيان و زهر بخورد ، سفيه باشد . و حرام ، زهرى است كه دين تورا هلاك - گرداند ، و حلال دارويى است كه اندك آن سودمند است و بسيار آن زيانكار . ( كتاب روزه ، ص 245 ) .