غالب بود ، هم در درجهء بهايم بود ، و چون شهوت وى كم گشت شباهتى گرفت به ملايكه ، و بدين سبب بديشان نزديك گشت - نزديكى به صفت ، نه به - مكان - و ملايكه نزديكاند به حق - تعالى - ، پس وى نيز نزديك گشت . و چون تيمار شام تدارك كند ، و شهوت را تمام مدد بدهد از آنچه مىخواهد ، شهوت قوىتر شود نه ضعيفتر ، و روح روزه حاصل نشود [ 1 ] .
لوازم افطار
بدان كه قضا و كفّارت و فديه و امساك واجب آيد به افطار در رمضان ، ليكن هر يكى به جاى خويش .
امّا قضا واجب آيد بر هر مسلمانى مكلّف كه روزه بگشايد - به عذرى يا بىعذرى ، و بر حايض و مسافر و بيمار و آبستن واجب آيد ، و بر مرتد نيز همچنين ، امّا بر ديوانه و كودك واجب نيايد .
اما كفّارت جز به مباشرت يا بيرون آوردن منى به اختيار واجب نيايد . و كفّارت آن باشد كه بندهاى آزاد كند ، اگر ندارد دو ماه پياپى روزه دارد ، و اگر نتواند - به سبب بيمارى و ضعف - شصت مدّ طعام به درويشان دهد ، هر درويشى مدّى - و هر مدّى منى باشد كم سه يكى [ 2 ] .
اما امساك در باقى روز بر كسى واجب آيد كه بىعذرى روزه بگشايد ، اما بر حايض واجب نيايد - اگر چه در ميان روز پاك شود - و بر مسافر - اگر چه مقيم گردد - و بر بيمار - اگر چه بهتر شود - واجب نيايد .
و چون روز شك [ 3 ] يك تن گواهى دهد كه ماه ديده است ، هر كه نان خورده باشد واجب بود كه باقى روز همچون روزهداران امساك كند . و هر - كه اندر ميان روز سفر ابتدا كند نشايد كه روزه بگشايد ، و اگر روزه ناگشاده -
هامش
[ 1 ] در « ترجمهء احياء » چنين آمده است : « و چون سر روزه نزديك ارباب عقل و اصحاب دل اين است ، چه فايده باشد در تأخير چاشت ، و جمع هر دو وظيفت در شام ، با آنچه عنان شهوتهاى ديگر همهء روز مطلق ( آزاد ، رها ) باشد ؟ ! » . ( كتاب روزه ، ص 248 )
[ 2 ] مد ، وزنى است برابر با دو سوم « من »
[ 3 ] روز شك ، روز سىام ماه شعبان است ، در صورتى كه بين آخر شعبان و اول رمضان مردد باشند .