تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 211

مساهمون:

ص٢١١

سرّ و حقيقت روزه

بدان كه روزه را سه درجت است : روزهء عوام ، و روزهء خواصّ ، و روزهء خاصّ الخاصّ . اما روزهء عوام آن است كه گفته آمد . و غايت آن نگاه داشتن بطن و فرج است ، و اين كمترين درجات است . و اما روزهء خاصّ الخاصّ بلندترين درجات است . و آن ، آن است كه دل خود را از انديشهء هر چه جز حق - تعالى - است نگاه دارد ، و همگى خود به حق دهد ، و از هر چه جز وى است - به ظاهر و باطن - روزه دارد . و در هر چه انديشه كند - جز حديث خداى تعالى و آنچه به وى تعلق دارد - اين روزه گشاده شود . و اگر در غرضى دنياوى انديشد - اگر چه مباح بود - اين روزه باطل شود ، مگر دنياويى كه ياور وى شود در راه دين - كه آن از دنيا نبود به حقيقت . تا به حدّى كه گفته‌اند كه « اگر به روز تدبير آن كند كه روزه به چه گشايد ، خطايى بر وى نويسند ، كه اين دليل آن است كه به رزقى كه خداى - تعالى - وعده كرده است كه به وى رساند ، واثق نيست . » و اين درجهء انبيا و صدّيقان است ، و هر كسى بدين نرسد . اما روزهء خواص آن بود كه همهء جوارح خويش را از ناشايست باز - دارد ، و بر بطن و فرج اقتصار نكند . و تمامى [ 1 ] اين روزه به شش چيز بود : يكى آنكه چشم نگاه دارد از هر چه وى را از خداى - تعالى - مشغول كند ، خاصّه از آن چيز كه از وى شهوت خيزد ، كه رسول ( ص ) مىگويد كه « نظر چشم [ 2 ] پيكانى است از پيكانهاى ابليس - به زهر آب داده : هر كه از بيم حق - تعالى - از آن حذر كند ، وى را خلعتى ايمانى دهند كه حلاوت آن در دل بماند و ذوق آن مىيابد . »
هامش
[ 1 ] تمامى ( « ى » مصدرى ) ، تمام بودن . [ 2 ] نظر چشم ، نگاه .
كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 211 | الغزالي