سفيان ثورى مىگويد : « هر كه خود را به ثواب صدقه محتاجتر از آن نداند كه درويش را به صدقه ، آن صدقه از وى قبول نيفتد . » و حسن بصرى نخّاسى [ 1 ] را ديد با كنيزكى نيكو ، گفت : « به دو درم بفروشى ؟ » گفت : « نه . » گفت : « برو كه خداى - تعالى - حور العينى به دو حبّه مىفروشد ، و از اين بسيار نيكوتر آيد . » - يعنى صدقه .
هامش
[ 1 ] نخاس ، بردهفروش .