اگر همه به نيم خرما ، بود ، و اگر نتوانيد به سخنى خوش . » و گفت : « هيچ مسلمان از حلال صدقه ندهد كه نه ايزد - تعالى - آن را به دست لطف خويش بستاند و همىپرورد چنان كه شما چهارپاى خويش پروريد ، تا آنگاه كه خرمايى چند [ 1 ] كوه احد گردد . » و گفت : « در قيامت هر كسى اندر سايهء صدقهء خويش باشد تا آنگاه كه ميان خلايق حكم كنند . » و گفت : « صدقه هفتاد در از درهاى شرّ بسته گرداند . » و پرسيدند كه « كدام صدقه فاضلتر ؟ » گفت : « آنكه در تندرستى دهى - كه اميد زندگانى دارى و از درويشى نترسى - نه آنكه صبر كنى تا جان به - حلقوم رسد ، آنگاه گويى كه اين فلان را و آن فلان را ، كه آن خود فلان را باشد - اگر گويى و اگر نگويى . » و عيسى ( ع ) گفت : « هر كه سايلى را نوميد كند و از در خانه محروم بازگرداند ، تا هفت روز ملايكه در آن خانه نشوند . » و رسول ( ص ) دو كار با هيچ كس نگذاشتى ، بلكه به دست خويش كردى : صدقه به دست خويش به - مسكين دادى ، و آب طهارت ، به شب ، خود بنهادى و سر بپوشيدى . و گفت ( ص ) :
« هر كه مسلمانى را جامهاى بپوشاند ، در حفظ خداى - تعالى - باشد تا از آن خرقه [ 2 ] اى بر وى همىماند [ 3 ] . » و عايشه ( رض ) پنجاه هزار درم به صدقه بداد ، و خود را پيراهنى نساخت ، كه پيراهنى پاره بر دوخته بود . ابن مسعود ( رض ) گويد : « مردى هفتاد سال عبادت كرد ، پس گناهى عظيم بر وى برفت كه عبادت وى باطل شد ، پس به - درويشى بگذشت ، و يك گرده نان به وى داد : گناه وى بيامرزيدند و عمل - هفتادساله از طاعت وى باز دادند . » لقمان پسر را گفت : « هرگاه كه گناهى بر تو برود ، صدقهاى بده . » و عبد اللّه بن عمر شكر بسيار دادى به صدقه ، و گفتى كه « خداى - تعالى - مىگويد :
لَنْ تَنالُوا البِرَّ حَتّى تُنْفِقوا ممّا تُحِبّونَ
[ 4 ] ، و من شكر دوست دارم . » و
هامش
[ 1 ] چند ، همچند ، بهاندازهء .
[ 2 ] خرقه ، پاره ، رقعه .
[ 3 ] در « ترجمهء احياء » : گفت ( ص ) :
نيست هيچ مسلمانى كه مسلمانى را جامه بپوشاند ، كه نه در حفظ حق تعالى باشد ما دام كه بر او از آن پيوندى ( مرقعه ، وصله ) بود . ( كتاب زكات ، ص 217 )
[ 4 ] - ( قرآن ، 3 - 92 ) ، آن نواحت و نيكى كه مىبيوسيد به آن نرسيد تا آنگه كه نفقت كنيد و صدقه دهيد از آنچه دوست مىداريد .