وَ ما خَلقتُ الجِنَّ و الإِنسَ الّا لِيَعْبُدُون
[ 1 ] . پس درويش بايد كه آنچه بستاند بدين نيت استاند ، و براى اين رسول ( ص ) گفت : « مزددهنده بيش از مزد ستاننده نيست ، چون به حاجت ستاند . » و اين كسى بود كه قصد وى فراغت به دين باشد .
وظيفهء دوم آنكه ستاننده از حق - تعالى - ستاند ، و از وى بيند ،
و توانگران را مسخّر شناسد از جهت وى ، كه وى را به موكّل [ 2 ] الزام كرده است تا اين به وى دهد . و موكّل وى ايمانى است كه وى را داده است تا بداند كه نجات و سعادت وى اندر صدقه بسته است . و اگر اين موكّل نداشتى يك حبّه به هيچ كس ندادى . پس منّت از آن است كه وى را به موكّل الزام كرده - است . و چون بدانست كه دست توانگر واسطهاى مسخّر است ، بايد كه وى را نيز به واسطه بيند و شكر گويد : فانّ من لم يشكر النّاس لم يشكر اللّه [ 3 ] ، كه حق - تعالى - از آنكه خالق اعمال بندگان است ، بر ايشان ثنا همىكند ، و از ايشان شكر مىگويد . چنان كه گفت :
نِعْمَ العَبْدُ انَّهُ اوّابْ
[ 4 ] . و گفت :
انَّهُ كانَ صِدّيقاً نبيّاً
[ 5 ] ، و امثال اين . براى آنكه هر كه را واسطهء خير گردانيدند وى را عزيز كردند ، چنان كه گفت : طوبى لمن خلقته للخير و اجريت - الخير على يديه [ 6 ] . پس قدر عزيزان وى ببايد شناخت ، و معنى شكر اين بود ، و بايد كه وى را دعا كند و بگويد : طهّر اللّه قلبك في قلوب الأبرار و زكّى عملك في عمل الأخيار و صلّى على روحك في ارواح الشّهداء [ 7 ] .
هامش
[ 1 ] ( قرآن ، 51 - 56 ) ، پرى و آدمى را جز براى عبادت نيافريدم .
[ 2 ] به واسطهء موكل ، با موكل .
[ 3 ] آنكه سپاس مردم را نگويد خداى را ناسپاس باشد .
[ 4 ] ( قرآن ، 38 - 44 ) ، نيك بندهاى كه ايوب است ، همواره سر و كار او و بازگشت او با من بود .
[ 5 ] ( قرآن ، 19 - 41 ) ، او [ إبراهيم ] پيغامبرى راستگو بود .
[ 6 ] خوشبخت كسى كه او را براى نيكى آفريدم و نيكى را به دست وى جارى ساختم .
[ 7 ] خداى دل تورا در دل نيكان و عملت را در عمل خوبان پاكيزه دارد ، بر جانت در ميان جانهاى شهيدان درود فرستد .