تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠
و لا تَيَمَّمُوا الْخَبيثَ مِنْهُ تُنْفِقُون و لَسْتُمْ بآخِذيهِ الّا ان تُغْمِضوا فيه
[ 1 ] ، يعنى آن چيز كه اگر به شما دهند به - كراهيت بستانيد ، چرا در نصيب خداى - تعالى - آن خرج كنيد ؟ و اگر كسى آنچه در خانهء وى بود ، از بترس پيش درويش نهد ، استخفافى باشد كه كرده بود : چگونه روا بود كه آن بترين به خداوند دهند و بهترين بندگان را بگذارند ؟ و بترين دادن آن بود كه به كراهيت دهد ، و هر صدقه كه به دلخوشى نباشد بيم بود كه پذيرفته نبود . و پيغامبر ( ص ) مىگويد كه « صدقه ، يك درم باشد كه بر هزار درم سبقت گيرد . » و اين آن باشد كه از بهترين دهد ، و به دلخوشى دهد .

آداب طلب كردن درويش

بدان كه هر درويش مسلمانى كه زكات به وى دهى ، فريضه بيفتد [ 2 ] و ليكن كسى كه تجارت آخرت كند نبايد كه راه زيادت رنج [ 3 ] دست بدارد « 1 » . و چون صدقه به موضع بود ثواب آن مضاعف شود ، پس بايد كه از پنج صفت يكى طلب كند : صفت اول آنكه پارسا و متّقى بود . قال النّبيّ ( ع ) : « اطعموا طعامكم الأتقياء . » - طعام به پرهيزگاران دهيد . و سبب آن است كه ايشان استعانت - كنند - بدانچه بستانند - بر طاعت خداى ، و وى شريك باشد در ثواب آن طاعت كه اعانت كرده باشد بدان . و يكى از بزرگان و توانگران صدقهء خويش جز به صوفيان ندادى ، و گفتى كه « اين قومىاند كه ايشان را هيچ همّت [ 4 ] نيست جز خداى - تعالى . چون ايشان را حاجتى بود انديشهء ايشان پراكنده شود . و من چون دلى را به حضرت حق برم ، دوست‌تر دارم از مراعات صد دل كه همّت وى دنيا بود . »
هامش
[ 1 ] ( قرآن ، 2 - 267 ) ، و آهنگ بترينه مكنيد در زكات و صدقه كه مىدهيد و آن بترينه كه در ستد و داد خود نستانيد مگر به تساهل و محابا در قيمت كه چشم بر چيزى فرا كنيد . [ 2 ] افتادن ، ساقط شدن ، فريضه بيفتد ، بر تو فريضه‌اى نماند . [ 3 ] مراد زيادت رنج براى پيدا كردن درويشى است كه صدقه دادن به او سزاوارتر است . [ 4 ] همت ، وجههء همت . ( 1 ) 133 - ح 5 .
كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 200 | الغزالي