آن است كه مسلمانان از دست و زبان وى رسته باشند . » بايد كه بر اين صفت بود يا عزم كند كه چنين كند .
و چون
الحَمْدُ للّه
[ 1 ] گويد ، بايد كه نعمتهاى حق - تعالى - بر دل تازه - كند و همهء دل وى به صفت شكر گردد ، كه اين كلمهء شكر است ، و شكر به - دل بود .
و چون
ايّاكَ نَعْبُد و ايّاكَ نَسْتَعين
[ 2 ] گويد ، بايد كه حقيقت اخلاص بر دل وى تازه گردد .
و چون
اهدِنا
[ 3 ] گويد بايد كه دل وى به صفت تضرّع و زارى شود ، كه سؤال هدايت [ 4 ] مىكند . و اندر هر كلمهاى از تسبيح و تهليل و قرائت همين بايد كه باشد ، چنان كه مىداند ، و دل وى به صفت آن معنى همىگردد . و شرح آن دراز باشد .
اگر مىبايد كه از حقيقت نماز نصيبى يابد چنين بايد كه باشد ، و اگر نه به صورت بىمعنى قناعت كرده باشد .
پيدا كردن علاج دل تا حاضر شود
بدان كه غفلت دل اندر نماز از دو سبب باشد : يكى از ظاهر بود و يكى از باطن .
امّا آنچه ظاهر بود آن باشد كه نماز جايى كند كه چيزى همىبيند يا همىشنود كه دل بدان مشغول همىشود ، و دل تبع چشم و گوش باشد . و علاج اين آن باشد كه نماز جايى كند كه هيچ آواز نشنود - و اگر جايى تاريك بود بهتر باشد - يا چشم بر هم نهد . و بيشتر عابدان عبادت را [ 5 ] خانهاى ساختهاند خرد و تاريك ، كه اندر جاى فراخ ، دل پراكندهتر باشد . ابن عمر ( رض ) هرگاه كه نماز كردى شمشير و كتاب و هر قماشى كه بودى از پيش
هامش
[ 1 ] ( قرآن ، 1 - 2 ) ، ستايش نيكو و ثناى بسزا خداى را .
[ 2 ] ( قرآن ، 1 - 5 ) ، ترا پرستيم و از تو يارى خواهيم .
[ 3 ] مراد اهدنا الصراط المستقيم ( قرآن ، 1 - 6 ) ، راهنمون باش ما را به راه راست و درست ، است .
[ 4 ] تقاضاى راهنمايى .
[ 5 ] براى عبادت .