تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 168

مساهمون:

ص١٦٨
از اخلاق ناپسنديده - كه نظاره‌گاه حق - تعالى - است . و جاى حقيقت نماز دل است ، اما تن جاى صورت نماز است .

عورت پوشيدن

و معنى وى آن است كه آنچه از ظاهر تو زشت است ، از چشم خلق بپوشى ، و روح و سرّ وى آن است كه آنچه از باطن تو زشت است از نظر حق - تعالى - بپوشى ، و دانى كه از وى هيچ چيز پوشيده نتوان كرد ، جز بدانكه باطن از آن پاك كنى . و پاك بدان شود [ 1 ] كه بر گذشته پشيمان شوى و عزم - كنى كه باز سر آن نشوى : التّائب من الذّنب كمن لا ذنب له ، توبه گناه را ناچيز گرداند ، اگر بتوانى كه سترى از خجلت و بيم و شرمسارى بر روى عورات فروگذارى ، و شكسته دل و شرمسار در پيش حق - تعالى - بايستى چون بندهء گريختهء گناهكار كه با دلى پرتشوير پيش خداوند خويش آيد و سر از پيش برنيارد از فضيحتى خويش .

استقبال قبله

و معنى وى آن است كه روى ظاهر از همه جهتها بگرداند ، و به يك جهت شود . و سرّ وى آن است كه روى دل از هر چه اندر دو عالم است بگرداند و به حق - تعالى - مشغول گرداند تا يك صفت شود . و چنان كه قبلهء ظاهر يكى است ، قبلهء دل هم يكى است ، و آن حق - سبحانه و تعالى - است . چون دل اندر وادى انديشه‌ها روان باشد همچنان بود كه روى ظاهر از جوانب گردان بود . و چنان كه اين صورت نماز نبود ، آن حقيقت نماز نبود . و براى اين رسول ( ص ) گفت : « هر كه در نماز ايستد و هواى وى و روى وى و دل وى هر سه به حق - تعالى - بود ، آن بنده از نماز بازگردد چنان كه آن روز از مادر زاده باشد - يعنى پاك از همهء گناهان . » و به حقيقت بدان كه چنان كه روى ظاهر از قبله گردانيدن صورت نماز را باطل كند ، روى دل از حق - تعالى - گردانيدن و انديشه‌هاى ديگر بردن حقيقت روح نماز را باطل كند ، بلكه اولىتر دل است . چه ، ظاهر غلاف باطن است و كار همه آن دارد [ 2 ] كه اندر غلاف است ، و غلاف را بس قدرى نيست .
هامش
[ 1 ] يعنى باطن . [ 2 ] مهم آن است .