تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
و اگر كسى در استنجاء بر سنگ اختصار كند ، اين خود از كبائر دانند . و اين همه از خبايث اخلاق است ، و دليل نجاست باطن است . و دل پاك داشتن از اين خبايث فرض است ، كه اين همه سبب هلاك است ، و احتياط دست به داشتن سبب هلاك نيست . شرط پنجم آنكه همين احتياط در خوردنى و پوشيدنى و گفتنى نگاه - دارد ، كه آن مهم‌تر است . و چون آنچه مهم‌تر است دست بدارد « 1 » ، دليل آن بود كه احتياط براى رعونت يا براى عادت مىكند . چنان كه كسى طعامى نجس بخورد در وقتى كه گرسنگى وى به ضرورت [ 1 ] نباشد ، آنگه تا دست و دهان بنشويد نماز نكند ، و اين مقدار نداند كه هر چه نجس بود ، خوردن وى حرام بود ، اگر نجس است بىضرورت چرا مىخورد ؟ و اگر نجس نيست چرا دست مىشويد ؟ پس بر جامه‌اى كه عاميان نشسته باشند چرا نماز مىكند ، و طعامى كه در خانهء عوام پخته باشند چرا مىخورد ؟ و احتياط در پاكى لقمه مهم‌تر است . و بيشتر اين قوم در خانهء بازاريان و تركان طعام پخته خورند ، و بر جامهء ايشان نماز - كنند ، و اين نه نشانهء صدق باشد در اين كار . شرط ششم آنكه اين احتياط به منهيّات و منكرات ادا نكند ، چنان كه بر سه بار زيادت كند در طهارت ، كه بار چهارم نهى است تا طهارت دراز نگردد - و مسلمانى در انتظار وى مىباشد - كه اين نشايد . يا آب زيادت ريزد ، يا نماز از اوّل وقت تأخير كند ، يا امام باشد و اهل جماعت را در انتظار دارد ، يا مسلمانى را به وعده بود به كارى و اين [ 2 ] دير مىشود ، يا به سبب آن روزگار كسب وى مىبشود و عيال وى ضايع مىمانند ، كه اين چنين كارها به سبب احتياطى كه فريضه نيست مباح نگردد . يا سجاده‌اى فراخ فروكند [ 3 ] در مسجد تا كسى جامه به وى باز نزند ، كه اندر اين سه چيز منكر بود : يكى - آنكه پاره‌اى از مسجد غصب كرده باشد از مسلمانان ، و حق وى بيش از آن نيست كه وى سجود كند ،
هامش
[ 1 ] - به ضرورت ، ضرور . [ 2 ] اين كار . [ 3 ] فرو كردن ، بر زمين گستردن . ( 1 ) ص 133 - ح 5