فصل - احتياط به چه شرطهايى رواست ؟
اين طهارت ظاهرا اگر چه درجهاى بازپسين است ، فضل وى نيز بزرگ است ، و ليكن به شرط آنكه آداب آن نگاه دارد و وسوسه و اسراف را بدان راه - ندهد . و چون به حدّ وسوسه و اسراف رسد مكروه و ناپسنديده شود ، و باشد كه بزهكار شود . و اين احتياطها كه عادت صوفيان است از جوراب داشتن و ازار به سر در گرفتن و آب پاك به يقين طلب كردن و آفتابه نگاه داشتن تا كسى دست فرا وى نكند ، همه نيكوست . و كسانى از فقها كه اين نگاه ندارند ، ايشان را نباشد كه اعتراض كنند ، الّا به شرطى . و ايشان را [ 1 ] نيست كه بر فقها و ديگران - كه احتياط نكنند - اعتراض كنند اصلا . چه ، آن احتياطها نيكوست ، و ليكن به شش شرط :
شرط اول آنكه به سبب روزگار بردن [ 2 ] بدان ، از كارى فاضلتر از آن باز - نماند . چه اگر كسى را قدرت آن باشد كه به آموختن علمى مشغول گردد يا به - تفكّرى مشغول شود كه آن زيادت كشفى باشد ، يا به كسبى مشغول شود كه آن كفايت عيال وى باشد يا كفايت وى باشد - تا او را از كسى سؤال نبايد كرد ، و از كسب مردمان نبايد خورد - و روزگار بردن به احتياط طهارت وى را از آن باز دارد ، نشايد كه بدين احتياطها مشغول شود ، كه اين همه مهمتر از احتياط طهارت است . و به چنين سبب بود كه صحابه هرگز به چنين احتياطها مشغول - نشدندى ، كه ايشان به جهاد و به كسب و به طلب علم و به كارهاى مهمتر از اين مشغول بودند . و براى اين بود كه پاى برهنه برفتندى و بر زمين نماز كردندى و بر خاك نشستندى و چون طعام بخوردندى دست در كف پاى ماليدندى ، و از عرق ستوران حذر نكردندى ، از آنكه ايشان جهد بيشتر در پاكى دل كردندى نه در پاكى تن . پس اگر كسى بدين صفت بود ، صوفيان را بر وى اعتراض نرسد . و كسى كه به كاهلى ، اين احتياط دست بدارد وى را نباشد [ 3 ] كه بر اهل
هامش
[ 1 ] صوفيان را .
[ 2 ] صرف وقت .
[ 3 ] وى را نرسد ، حق ندارد .