تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 145

مساهمون:

ص١٤٥
دوم آنكه چنين صف پيوسته نتوان داشت ، كه سنّت آن است كه دوش به دوش باز نهند پيوسته ، و سوم آنكه از مسلمانى حذر مىكند چنان كه از سگ و از نجاستها حذر - كند ، و اين نشايد . و همچنين منكرات بسيار كه قرّا آن جاهل به سبب احتياط ارتكاب كنند و ندانند .

فصل - اقسام طهارت ظاهر

چون بدانستى كه طهارت ظاهر جداست از طهارت باطن - و طهارت باطن سه است : يكى طهارت جوارح از معاصى ، ديگرى طهارت دل از اخلاق بد ، و سوم طهارت سرّ از هر چه جز حق است - بدان كه طهارت ظاهر نيز بر سه قسم است :

قسم اول - طهارت از نجاست .

بدان كه هر چه خداى - تعالى - آفريده است از جمادات [ 1 ] ، همه پاك است ، مگر شرابى كه مستى آورد ، كه اندك و بسيار وى پليد است . و هر چه جانور است همه پاك است ، مگر سگ و خوك . و هر جانور كه بميرد پليد است ، مگر چهار كس : آدمى و ماهى و ملخ و هر چه وى را در تن خون روان نيست ، چون مگس و زنبور و كژدم ، و كرم كه در طعام افتد . و هر چه در باطن جانوران مستحيل و گرديده شود همه پليد است ، مگر آنچه اصل جانوران باشد ، چون منى و خايهء مرغ و كرم ابريشم . و هر چه گرديده - نباشد ، چون عرق و اشك ، پاك بود . و هر چه پليد است با آن نماز نشايد مگر پنج نوع كه آن را عفو كرده‌اند به سبب دشخوارى : يكى اثر استنجا كه پس از آن سه سنگ كه به كار دارد بماند ، به شرط اينكه از جايگاه خويش فراتر نشده باشد . و ديگر گِلِ شاهراه ، اگر - چه نجاست به يقين در وى مىبيند ، ليكن به آن مقدار كه خويشتن را از آن نگاه - نتوان داشت معفوّ بود ، مگر كسى كه بيفتد يا ستورى جامهء وى تباه كند [ 2 ] ، كه آن نادر باشد و معفوّ نبود ، سوم نجاست كه به موزه رسد ، آن قدر كه از آن
هامش
[ 1 ] مراد مواد بىجان است . [ 2 ] به پاشيدن نجاست بر روى جامه .