تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كيمياى سعادت ( فارسى ) — صفحة 104

مساهمون:

ص١٠٤
نكند - و خزانه‌هاى خويش به وى سپارد و در همه كارها بر وى اعتماد كند ، پس وى چون آن نعمتها بيابد در باطن طاغى و ياغى شود و در خزانهء وى تصرف - مىكند و با اهل و حرم وى خيانت و فساد مىكند و به ظاهر امانت فرا پادشاه مىنمايد ، پس يك روز در ميان آن فساد كه با حرم وى مىكند ، نگاه كند : پادشاه را بيند كه از روزنى مىنگرد و وى را مىبيند ، و بداند كه هر روز همچنين مىديده - است و تأخير براى آن كرده است تا خيانت وى عظيم‌تر شود تا وى را به - يك‌راه نكالى گرداند و هلاك كند : تقدير كن [ 1 ] كه اندر اين حال چه آتش تشوير از اين رسوايى در دل و جان اين مرد افتد ، و تن وى به سلامت [ 2 ] كه خواهدى كه اندر اين حال به زمين فروشودى تا از اين آتش خجلت و تشوير و فضيحتى [ 3 ] برهدى [ 4 ] . پس همچنين تو در اين عالم كارها مىكنى - به عادت - كه ظاهر آن نيكو مىنمايد و روح و حقيقت آن زشت و رسواست . چون روح و حقيقت آن چيز در قيامت تو را مكشوف شود و رسوايى تو آشكارا گردد ، تو به آتش تشوير سوخته گردى . مثلا امروز غيبت مىكنى ، و فردا در قيامت خويشتن را چنان بينى كه در اين جهان كسى گوشت برادر خويش مىخورد و مىپندارد كه مرغ بريان مىخورد ، چون نگاه كند گوشت برادر مردهء وى باشد كه مىخورد . بنگر كه چگونه بود و چگونه رسوا شود و چه آتش به دل وى رسد ! و روح و حقيقت غيبت اين است و اين روح از تو پوشيده است : فردا آشكارا شود . براى اين است كه چون كسى به - خواب بيند كه گوشت مرده‌اى مىخورد ، تعبير آن بود كه غيبت مىكند . اگر تو امروز سنگى در ديوارى مىاندازى و كسى تو را خبر دهد كه اين سنگ از ديوار به خانهء تو مىافتد و چشم فرزندان تو كور مىكند ، چون در خانه شوى و چشم فرزندان عزيز بينى بدان سنگ كور شده ، دانى كه چه آتش در دل تو افتد و چگونه رسوا گردى ؟ كسى كه در اين جهان مسلمانى را حسد كند ، در
هامش
[ 1 ] تقدير كن ، تصور كن ، مجسم كن . [ 2 ] و حال آنكه تن وى سالم است . [ 3 ] فضيحتى ( به رسم قديم ياء مصدرى ، بر سر مصدر عربى كه اسم شمرده شده در آمده است ) ، رسوايى . [ 4 ] « ى » در « خواهدى » ، « فروشودى » و « برهدى » ياء ترجى و تمنى است .