در آن عذاب بماند ، كه دوستى وى همه باز آن بود كه از وى باز ستدند : به چه سلوت از آن خلاص يابد ؟ و يكى از اسباب آنكه عذاب كافر مخلّد است اين است .
بدان كه هر كسى دعوى كند كه من خداى - تعالى - دوست دارم ، يا از دنيا دوستتر دارم ، و اين مذهب همهء جهان است به زبان . و لكن اين را محكى و معيارى هست كه بدان بشناسند . و اين آن بود كه : هر كه نفس و شهوت وى را چيزى فرمايد و شرع خداى - تعالى - چيزى فرمايد خلاف آن ، اگر دل خود به فرمان خداى - تعالى - مايلتر بيند ، خود وى را دوستتر مىدارد - چنان كه كسى دو كس را دوست دارد و يكى را دوستتر دارد ، چون ميان ايشان خلاف افتد ، خود را به جانب دوستتر مايلتر بيند ، و خود [ 1 ] بدين بشناسد كه وى را دوستتر مىدارد - و چون چنين نبود ، گفت [ 2 ] به زبان هيچ سود ندارد ، كه آن گفت [ 3 ] دروغ بود .
و براى اين گفت رسول ( ص ) كه « هميشه لا إله الّا اللّهگويان [ 4 ] خويش را از عذاب خداى - عزّ و جلّ - حمايت مىكنند تا آنگه كه صفقهء [ 5 ] دنيا بر صفقهء دين اختيار كنند : چون اين بكردند خداى - تعالى - ايشان را دروغزن مىگويد ، كه گفت « لا إله الّا اللّه » باز اين [ 6 ] معاملت دروغ بود » .
پس ، از اين جملت بشناختى كه اهل بصيرت به مشاهدت باطن ببينند كه از عذاب القبر كه خواهد رست ، و بدانند كه بيشتر خلق بخواهند رست و لكن در مدت و در شدت تفاوت بسيار بود ، چنان كه در علاقت ايشان با دنيا تفاوت بسيار بود .
فصل يازدهم - راه آزمايش ايمنى از عذاب قبر
همانا كه گروهى از احمقان و مغروران گويند كه « اگر عذاب القبر اين باشد ، ما از اين آزاديم ، كه ما را با دنيا هيچ علاقتى نيست و هستى و نيستى
هامش
[ 1 ] ادات تأكيد است .
[ 2 ] گفت ، گفتن .
[ 3 ] گفت ، گفتن .
[ 4 ] گويندگان لا إله إلا اللّه ( نيست خدايى بجز اللّه ) .
[ 5 ] صفقه ، معامله .
[ 6 ] باز اين ، با اين ، با وجود اين . . .