عَلَى الآخِرَةِ
[ 1 ] . و همچنان گفت :
اذْهَبْتُمْ طَيِّباتِكُمْ في حَيوتِكُمُ الدُّنيا وَ اسْتَمْتَعْتُمْ بِها
[ 2 ] . و اگر چنان بودى كه اين اژدها بيرون وى بودى - چنان كه مردمان پندارند - آسانتر بودى ، كه بودى [ 3 ] كه يك ساعت دست از وى بداشتى .
ليكن چون متمكّن است در ميان جان وى - كه آن خود از عين صفات وى است - چگونه از وى بگريزد ؟
و چنان كه آن كس كه كنيزكى بفروشد و آنگاه عاشق باشد بر آن ، آن اژدها كه ميان جان وى همىگزد ، هم عشق وى است كه در دل وى بود ، پوشيده بود ، و وى نمىدانست ، تا اكنون كه فرا زخم ايستاد - همچنين اين نود و نه اژدها در درون وى بود پيش از مرگ ، و وى را خبر نبود تا اكنون كه زخم وى پديد آمد .
و چنان كه عين عشق سبب راحت وى بود تا با معشوق به هم بود [ 4 ] ، همان سبب رنج گشت به وقت فراق - كه اگر عشق نبودى ، در وقت فراق رنج نبودى - ، همچنين حبّ دنيا و عشق وى كه سبب راحت است ، همان سبب عذاب وى شود :
عشق جاه دل وى را مىگزد چون اژدهايى ، و عشق مال چون مارى ، و عشق سراى و خانه چون كژدمى ، و باقى بر اين قياس مىدان .
و چنان كه عاشق كنيزك ، در فراق ، خواهد كه خويشتن را در آب و آتش افكند يا وى را كژدمى در گزد تا از آن درد برهد ، همچنين آن كه وى را در گور عذاب بود ، خواهد كه بدل آن رنج كژدم و مار بودى ، كه در اين جهان مردمان دانند كه اين ، زخم بر تن كند و از بيرون كند ، و آن ، زخم در ميان جان كند و از درون كند و هيچ چشم ظاهر وى را نبيند .
پس به حقيقت ، هر كسى سبب عذاب خويش با خود مىبرند از اينجا ، و آن در درون ايشان است . و براى اين گفت رسول ( ص ) : انّما هي اعمالكم تردّ إليكم . گفت : اين همه عقوبت بيش از آن نيست كه هم از آن شما فرا - پيش شما نهند . و براى اين گفت حق - تعالى - كه « اگر شما را علم يقينستى [ 5 ] ،
هامش
[ 1 ] ص 95 - ح 1 .
[ 2 ] ( قرآن ، 46 - 20 ) ، همهء خوشيهاى خويش ببرديد اندر زندگانى آن جهانى خويش ، و بر آن بخورديد .
[ 3 ] كه بودى ، زيرا كه ممكن بود .
[ 4 ] تا وقتى كه با معشوق جمع بود و در يك جا بود .
[ 5 ] اين ياء آخر شرطى است .