جان محمد به فرمان وى است ، كه ايشان اين سخن را شنواترند از شما و لكن از جواب عاجزند . » و هر كه تفحّص كند از اخبار كه در حق مردگان آمده است و آگاه بودن ايشان از اهل ماتم و زيارت و آنچه در اين عالم رود ، به قطع داند كه نيستى ايشان در شرع نيامده است بلكه اين آمده است كه صفت بگردد ، و منزل بگردد [ 1 ] . و گور غارى است از غارهاى دوزخ يا روضهاى است از روضات بهشت .
پس به حقيقت بشناس كه به مرگ هرگز هيچ چيز از ذات تو و از خواصّ صفات تو باطل نشود ، و لكن حواسّ و حركات و تخيّلات تو - كه آن به واسطهء دماغ و اعضاست - باطل شود و تو آنجا بمانى - فرد و مجرّد - همچنانكه از اينجا برفتهاى . و بدانكه اسب بميرد ، اگر سوار جولاهه بود فقيه نگردد ، و اگر نابينا بود بينا نگردد ، و اگر بينا بود نابينا نگردد ، بلكه پياده گردد ، و بس . و قالب مركب است چون اسب ، و سوار تويى ! و بدين سبب است كه كسانى كه از خود و از محسوسات خود غايب - شوند ، و به خود فروشوند ، و به ذكر خداى - تعالى - مشغول و مستغرق شوند - چنان كه بدايت راه تصوّف است - احوال آخرت ايشان را به ذوق مشاهدت بباشد ، كه آن روح حيوانى ايشان ، اگر چه از اعتدال مزاج بنگرديده باشد ، لكن چون تاسيده [ 2 ] شده بود و چون خدرى [ 3 ] در وى پيدا آمده باشد تا از حقيقت ذات ايشان را به خود هيچ مشغول ندارد [ 4 ] ، پس حال ايشان به حال مرده نزديكتر بود . پس آنچه ديگران را به مرگ مكشوف خواهد شد ، ايشان را اينجا مكشوف - شود . آنگاه چون با خويشتن آيند [ 5 ] و به عالم محسوسات افتند ، بيشتر آن باشد كه از آن ، چيزى بر ياد وى نمانده بود ، و لكن اثرى از آن با وى بمانده باشد : اگر حقيقت بهشت به وى نموده باشند ، روح و راحت و شادى و نشاط آن
هامش
[ 1 ] در شرع نيامده است كه ايشان نيست شوند بلكه آمده است كه صفت و منزل ايشان تغيير كند .
[ 2 ] تاسيده ، خواب رفته ، بىحس شده .
[ 3 ] خدر ، سستى ، بىحسى .
[ 4 ] روح حيوانى ايشان را از حقيقت ذات منصرف نمىسازد كه به خود مشغول بدارد .
[ 5 ] با خويشتن آيند ، به خود آيند .