تا مهيّا شود قبول آتش را ، پس آنگه نزديك آتش برد و نفخ كند تا آتش در وى افتد .
و چنان كه آن روح حيوانى سفلى را اعتدالى است ، و طبيب اسباب اعتدال آن بشناسد تا بيمارى از وى دفع كند و از هلاك وى را نگاه دارد ، همچنين روح انسانى علوى را - كه آن حقيقت دل است - اعتدالى است كه علم اخلاق و رياضت - كه از شريعت بشناسند - اعتدال اين نگاه دارد و آن سبب صحّت وى باشد ، چنان كه پس از اين ، در ميان « اركان مسلمانى » گفته آيد .
پس معلوم شد كه تا كسى حقيقت ارواح آدمى نشناسد ، ممكن نيست كه آخرت را به بصيرت بشناسد ، چنان كه ممكن نيست كه حق را - عزّ و جلّ - بشناسد تا خود را نشناسد . پس شناختن نفس خود كليد معرفت حقّ است و كليد معرفت آخرت است . و اصل دين الإيمان باللّه و اليوم الآخر [ 1 ] است . و بدين سبب اين معرفت تقديم كرديم [ 2 ] .
اما يك سر از اسرار اوصاف اصلى وى آن است كه بنگفتيم - كه رخصت نيست در گفتن آن ، كه افهام احتمال نكند « 1 » - و تمامى معرفت حق - عزّ و جلّ - و معرفت آخرت بر آن موقوف است . جهد آن كن ، تا از خود ، بر طريق مجاهدت و طلب ، بشناسى ، كه اگر از كسى بشنوى طاقت سماع آن ندارى ، كه بسيار كس آن صفت در حقّ حق - تعالى - بشنيدند و باور - نداشتند ، و طاقت سماع آن نداشتند و انكار كردند و گفتند : « اين خود ممكن نيست ، و اين نه تنزيه است بلكه تعطيل است . » پس تو طاقت سماع آن در حق آدمى چون دارى ؟ بلكه آن صفت در حقّ حقّ - تعالى - خود صريح نه در قرآن است و نه در اخبار ، هم براى اين سبب كه چون خلق بشنوند انكار كنند . و انبيا را گفتند : كلّموا النّاس على قدر عقولهم ، با خلق آن گوييد كه طاقت آن دارند . و به بعضى از انبيا وحى آمد كه « از صفات ما چيزى كه خلق آن را فهم - نكنند ، مگوى ! كه آنگاه انكار كنند و ايشان را زيان دارد . »
هامش
[ 1 ] ايمان به خدا و روز شمار .
[ 2 ] تقديم كرديم ، مقدم آورديم ، بيشتر آورديم .
( 1 ) ص 34 - ح 3 .