پرسيد : كدام عبادت بهتر است ؟
گفت : دل به ياد خدا و محبت او داشتن .
پرسيد : كدام خصلت افضل است ؟
گفت : محبت صالحان .
پرسيد : كدام سخن بهتر است ؟
گفت : امر به معروف و نيكيها و نهى از منكر و بديها .
پرسيد : كدام دشمن است كه دفعش دشوارتر است ؟
گفت : گناهان .
پرسيد : كدام يك از فضيلتها افضل است ؟
گفت : راضى شدن به آنچه كافى باشد از روزى .
پرسيد : كدام يك از آداب بهتر است ؟
گفت : آدابى كه از دين و شرع ظاهر شود .
پرسيد : كيست آن كسى كه جفاكارتر است ؟
گفت : پادشاه ظالم و دلى كه در آن رحم نباشد .
پرسيد : چه چيز است كه به نهايت نمىرسد ؟
گفت : چشم صاحب حرص كه هرگز از دنيا سير نمىشود .
پرسيد : كدام است چيزى كه عاقبتش از همه چيز بدتر است ؟
گفت : متابعت رضاى مردم نمودن در چيزى كه موجب غضب الهى است .
پرسيد : كدام چيز است كه زودتر از حالى به حالى مىگردد و ثبات نمىدارد .
گفت : دل پادشاهى كه كارهاى ايشان براى دنيا باشد .
پرسيد : كدام يك از گناهان رسواتر است ؟
گفت : پيمان الهى را شكستن و مكر با خدا .
پرسيد : چه چيز است كه زودتر منقطع مىگردد ؟
بلوهر و بوذاسف ( به روايت شيخ صدوق وملا محمدباقر مجلسى ) ( فارسى ) — صفحة 98
مساهمون: ابو طالب مير عابدينى
ص٩٨