بوذاسف گفت : بيان فرما حسنات و سيئات را .
بلوهر گفت : حسنات صدق و راستى نيت و گفتار و كردار است ، و سيئات بدى نيت و بدى گفتار و كردار است .
بوذاسف گفت : نيكى و صدق نيت كدام است ؟
بلوهر گفت : اعتدال و ميانهروى در قصد و همت است .
بوذاسف گفت : چيست بدى كردار ؟
گفت : معصيت پروردگار نمودن .
بوذاسف گفت : بفرما چگونه حاصل مىشود ميانهروى در قصد و همت .
گفت : به اينكه پيوسته متذكر فنا و زوال دنيا باشى و همت گمارى بر ترك امورى كه موجب غضب الهى و و بال اخروى مىشود .
بوذاسف گفت : سخاوت كدام است ؟
گفت : سخاوت و جوانمردى صرف كردن مال است در راه رضاى الهى ؟
بوذاسف گفت : چه چيز است موجب عزيز بودن ؟
گفت : تقوى و پرهيزكارى از آنچه خدا از آن نهى فرموده است .
بوذاسف گفت : كدام است بخل ؟
گفت : منع كردن حقوق از اهلش و گرفتن اموال از غير محلش .
پرسيد : حرص كدام است ؟
گفت : ميل كردن به سوى دنيا و نظر انداختن به چيزهائى كه باعث فساد مىشود و عقاب الهى بر آنها مترتب مىشود .
پرسيد : راستى كدام است ؟
گفت : آنست كه خود را فريب ندهى و با خود دروغ نگوئى .
پرسيد : حماقت كدام است .
گفت : آنست كه دل به دنياى فانى دهى و آخرت كه دايم است
بلوهر و بوذاسف ( به روايت شيخ صدوق وملا محمدباقر مجلسى ) ( فارسى ) — صفحة 95
مساهمون: ابو طالب مير عابدينى
ص٩٥