تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بلوهر و بوذاسف ( به روايت شيخ صدوق وملا محمدباقر مجلسى ) ( فارسى ) — صفحة 66

مساهمون:

ص٦٦
و منبع به شما رسيده است ؟ بلوهر گفت : جمع راههاى حق از جانب خداست و حق‌تعالى جميع بندگان را به سوى خود خوانده است . پس جمعى قبول كرده‌اند و به شرايط آن عمل نموده‌اند و ديگران را به آن راه حق بفرمودهء الهى هدايت نموده‌اند . ظلم و خطا نمىكنند و دقيقه‌اى از دقايق شرع و دين را فرو نمىگذارند ، و جمعى ديگر قبول كرده‌اند ، اما آن را چنانچه بايد برپا نمىدارند ، و به شرايط آن عمل نمىنمايند و به اهلش نمىرسانند و ايشان را در اقامت حق و عمل نمودن به شرايع ملت عزمى و اهتمامى نيست . پس آداب ملت و قوانين شريعت را ضايع مىكنند و بر طبعهاى ايشان گران است ، و فرق ميان اين دو گروه بسيار است : زيرا كسى كه دين را ضايع كند ، مثل كسى نيست كه آن را محافظت نمايد و كسى كه امور ملت را فاسد كند ، مثل كسى نيست كه آنها را به اصلاح آورد . و كسى كه بر شدتها صبر نمايد در راه حق ، مثل كسى نيست كه جزع كند و به سبب آنها ترك حق نمايد . و از اين جهت است كه ما به حق سزاوارتريم از آن جماعت . باز بلوهر بر سر سخن آمد و گفت : بر زبان آن جماعت جارى نمىشود امرى از امور دين و ترك دنيا و دعوت مردم به سوى خدا ، مگر آنكه فراگرفته‌اند آنها را از اهل حق چنانچه ما از ايشان اخذ كرده‌ايم ، و ليكن فرق در ميان ايشان آنست كه ايشان بدعتها در دين احداث كرده‌اند و طالب دنيا شده‌اند ، و دل بر اعتبار آن بسته‌اند ، و تفصيل اين حال و حقيقت اين مقال آنست ، كه سنت الهى چنين جارى بوده و پيغمبران به سوى خلق مىفرستاده در هر قرنى از قرنهاى گذشته ، به زبانهاى مختلف ، كه خلايق را به دين حق دعوت مىنمودند و چون دين ايشان رواج مىگرفت و اهل حق به ايشان مىگرويدند و همه بر يك امر مستقيم مىشدند ، راه حق واضح بود و دين و شريعت آن پيغمبر در