و زينتها و عيش و رفاهيت و وسعت نعمت و لهو و لعب و خواهشها و لذتهاى آن بخوانند . بلكه آنچه من مىگويم امرى است بيگانهء اطوار اهل دنيا و دعوتى است آسمانى از جانب حقتعالى ظاهر و هويدا و هدايت است به راه راست كه اعمال اهل دنيا را در هم مىشكند و مخالف طريقهء ايشان است و زشتى و بدى اعمال ايشان را ظاهر مىكند ، و ايشان را از هوا و هوس و خواهشهاى خود به عبادت پروردگار خود مىكشاند و كسى كه ادراك اين امر نمود خدا او را هدايت نموده است . اين امر نزد او بسيار ظاهر و روشن است و ليكن از غير اهلش مخفى مىدارد و پنهان مىكند آن را ، تا حقتعالى او را ظاهر و هويدا نمايد . بعد از پنهانى و خفا و دين حق را رفعت بخشد و بلند كند و مذهب باطله اهل جهل و فساد را پست گرداند ، و بر خاك مذلت نشاند .
بوذاسف گفت : راست گفتى اى حكيم .
بلوهر گفت : بعضى از مردم هستند كه به فطرت مستقيم و فكر درست پيش از آمدن پيغمبران ، حق را مىيابند و به آن راغب مىشوند .
و بعضى هستند كه بعد از بعثت پيغمبران و شنيدن دعوت ايشان اطاعت مىنمايند . و تو اى پسر پادشاه ، آن كسى كه به عقل و فراست خود رو به مقصد اصلى كردهاى .
بوذاسف گفت : آيا جمع ديگر هستند غير از گروه شما كه مردم را به ترك دنيا خوانند ؟
بلوهر گفت : در اين بلاد گمان ندارم . اما در غير اين بلاد جمعى هستند كه به زبان اظهار حق مىنمايند ، و اعمال ايشان به اعمال حق نمىماند ، و به اين سبب راه ما و ايشان مختلف شده .
بوذاسف گفت : به چه سبب حقتعالى شما را به حق سزاوارتر نموده است از ايشان ، و حال آنكه آن امر غريب آسمانى از يك محل
بلوهر و بوذاسف ( به روايت شيخ صدوق وملا محمدباقر مجلسى ) ( فارسى ) — صفحة 65
مساهمون: ابو طالب مير عابدينى
ص٦٥