اين كه به قبيله مراد حمله برد اشتباها به قبيلهء بنى الحارث حمله برد و چون « بنى وليعه » پس از رحلت پيغمبر ( ص ) مرتد گرديدند و از ناحيه مسلمانان « زياد بن لبيد بياضى » براى جنگ آنها مأمور شد « بنى وليعه » از اشعث كمك خواستند ، او گفت تا حكومت قبيله خود را به من واگذار نكنيد كمك نخواهم كرد ، آنها چنين كردند ، اشعث مرتد شد و با مسلمانان جنگيد و زياد - ابن لبيد از ناحيه ابو بكر مأمور جنگيدن با او شد و او در اين ميان اسير گرديد ( اين اسارت او در اسلام بود ) .
وى را دست بسته به نزد ابو بكر بردند او اشعث را عفو نمود و خواهرش « ام فروه » كه از چشم نابينا بود به وى تزويج كرد ، اشعث از اين زن سه پسر به نام « محمد » ، « اسماعيل » و « اسحاق » دارا شد ( شرح نهج البلاغه عبده ص 57 و شرح ابن ابى الحديد جلد 1 صفحه 293 - 296 ) اشعث همو است كه دخترش را به امام حسن ( ع ) داد و دختر او بود كه امام ( ع ) را مسموم ساخت .
در اينجا سؤالى پيش مىآيد كه چگونه امام ( ع ) با اين تندى با اشعث سخن گفت ؟
در پاسخ اين سؤال بايد ابتداء سخن « ابن ابى الحديد » و « عبده » را ديد و سپس وضعى را كه اشعث در لشكر امام ( ع ) در صفين پديد آورد مطالعه كرد آن گاه در خواهيم يافت كه چرا امام ( ع ) با اشعث اين چنين تندى نموده و او را منافق و كافر خوانده است ؟
ابن ابى الحديد و عبده مىنويسند :
« كان الاشعث من المنافقين فى خلافة على ( ع ) و هو فى اصحاب امير المؤمنين ( ع ) كما كان عبد اللّه بن ابى ابن سلول فى اصحاب رسول اللّه ( ص ) كل واحد منهما رأس النفاق فى زمانه » اشعث در ميان اصحاب امام ، همانند « عبد اللّه بن ابى » در بين اصحاب
ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 296
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٢٩٦