80
« ليس فيهم سلعة ابور . . . » اشاره به اين است كه اگر دستورات و حقايق قرآن بطور صحيح براى مردم آن محيط تشريح گردد ، بسوى آن روى نمىآورند ، و چنانچه طبق دلخواه و منافع شخصى آنان تفسير و توجيه شود آن را مىپذيرند .
81
اين سخن در بارهء فقهائى است كه معتقدند قسمتى از احكام الهى در قرآن و سنت نيامده است ، و علماء موظفند با رأى و نظر خود و استفاده از « قياس » و « استحسان » براى آن حكمى انتخاب كنند ، اين عقيده در ميان بسيارى از دانشمندان اهل تسنن ديده مىشود ، ولى فقهاى شيعه عموما معتقدند : تمام احكام مورد نياز مردم تا دامنه قيامت در قرآن و سنت پيغمبر به طور خاص و يا در لابلاى كليات و قوانين و اصول عمومى آمده است .
بنا بر اين اگر در تشخيص معنى كتاب و سنت اختلاف نظرى در ميان دانشمندان پيدا مىشود ارتباطى با اين بحث ندارد ، از اين گذشته اين مطلب نيز نزد محققان مسلم است كه اگر مسألهاى بوسيله يك قاضى بررسى شد قاضى ديگر حق ندارد در آن دخالت كند و حكم قاضى اول قطعى است ، مگر اين كه اشتباه مسلمى در آن واقع شده باشد .
ضمنا توجه داشته باشيد كه اصل آيه در سورهء نحل - 89 چنين است
« وَ نَزَّلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ تِبْياناً لِكُلِّ شَيْءٍ »
و امام ( ع ) آن را در اين عبارت نقل بمعنى كرده است :
82
سخنى كه امام فرمود و مورد اعتراض « اشعث » قرار گرفت اين بود كه :
امام در منبر در مورد حكمين سخن به ميان آورد ، در اين وقت يكى از اصحابش پرسيد : « ما را از حكم نهى فرمودى ، سپس اجازه دادى ، نفهميديم كدام به صلاح نزديكتر بود » ؟ ! ( كه خطبه 121 نهج البلاغه است ) امام دستها را بهم زد و فرمود : « هذا جزاء من ترك العقدة » : و مقصود