تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 295

مساهمون:

ص٢٩٥
امام از اين جمله اين بود كه « اين كيفر كسى است كه حرف پيشواى خود را نشنود و به خواسته مخالفان اصرار ورزد ( و به بيعت خويش در مورد قبول سخن رهبر وفادار نباشد ) و حزم و دور انديشى را از دست بدهد و پيشواى خود را مجبور كند كه به خواسته مخالفان تن در دهد » و اشعث خيال كرد ، كه مقصود امام از جمله بالا اين است كه اين جزاى من است كه احتياط را از دست دادم و حكمين را پذيرفتم لذا به امام ( ع ) اعتراض كرد و آن پاسخ كوبنده را شنيد ( شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد جلد 1 صفحه 296 و شرح نهج البلاغه عبده صفحه 56 ) .

83

« حائك بن حائك » : « حائك » در اصل بمعنى كسى است كه پارچه بافى مىكند ، و مىدانيم اين موضوع نه عيب است و نه دليل بر نقصان فكر ، بلكه يك افتخار محسوب مىشود ، ولى در زمان قديم « حائك » معمولا به آنهائى مى - گفتند كه در محيط تنهائى و جداى از جمعيت ، تمام وقت ، مشغول بافتن پارچه با وسائل پر سر و صداى خود بودند ، اين اشخاص چون كم در اجتماعات شركت مىكردند معمولا افرادى كوتاه فكر و ابله و در عين حال متكبر بار مىآمدند ، و به همين دليل كلمه « حائك » كنايه از كم عقلى و كوتاه فكرى گرديد ، و لذا مى - گويند « اشعث » هرگز نه خودش و نه پدرش شغل بافندگى نداشت بلكه در يك خانوادهء ثروتمند تولد يافته بود اما كلمه « حائك » به همان معنى كنائى ( كم فكر و متكبر ) بر او اطلاق گرديد ، اين احتمال نيز هست كه منظور از آن كسى باشد كه راست و دروغ به هم مىبافد كه اشعث نمونه كامل آن بود اكنون ببينيم

اشعث كيست ؟

نام اصلى وى « معدى كرب » پسر « قيس اشج » از قبيله « كنده » مىباشد ، قبيله « مراد » پدرش را كشتند او براى انتقام بهمراهى قبيله‌اش حركت كرد و به جاى