تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 298

مساهمون:

ص٢٩٨
شاميان چنين كردند و صدا مىزدند : « اى عراقيان اگر ما كشته شويم چه كسى سرپرستى زنان و فرزندان ما را به عهده مىگيرد ؟ » صبحگاه قرآن‌ها را بلند كردند و گفتند : « كتاب اللّه بيننا و بينكم » كتاب خدا بين ما و شما حكم باشد . . . در اين جا اصحاب امام ( ع ) همچون « اشتر » و « عمرو بن حمق » و « عدى بن حاتم » آمدند و اطاعت خود را از امام اعلام داشتند كه نيرنگ معاويه را نپذيرد ، ولى اشعث ، خشمناك برخاست و گفت : كسى از من علاقمندتر به عراقيان و دشمن‌تر نسبت بشاميان نيست اما ( اجب القوم الى كتاب اللّه ) « حكم كتاب خدا را قبول كن كه تو از آنها سزاوار ترى كه دوست دارند زنده باشند و از جنگ ناراحتند » ( شرح ابن ابى الحديد جلد 2 صفحه 216 )

ب

: اشعث نزد امام ( ع ) آمد و گفت : من مىبينم مردم خوشحال و راضيند كه گفتهء شاميان را بپذيرى ، اگر صلاح باشد من نزد معاويه بروم و از او بپرسم مقصودش چيست ؟ امام ( ع ) به او اجازه داد او نزد معاويه رفت و بازگشت ، سپس مسئله انتخاب حكمين پيش آمد ، شاميان عمرو عاص را انتخاب كردند ، و اشعث و كسانى كه بعدا از خوارج شدند ابو موسى اشعرى را انتخاب كردند اما امام ، ابو موسى را نپذيرفت . « فقال الاشعث و . . . انا لا نرضى الا به » ما جز به ابو موسى رضايت نمىدهيم ( شرح ابن ابى الحديد جلد 2 ص 227 )

ج

- : هنگامى كه عهد نامه مربوط به حكمين تنظيم شد ، اشتر را خواستند كه امضاء كند ، او گفت هرگز دستم در اين كار پيش نمىرود ، مگر من نمىدانم حق كجا است و يقين به گمراهى دشمنم ندارم مگر نمىبينيد اگر سستى نكرده بوديد پيروزى حتمى بود ؟ ! ! ( شرح ابن ابى الحديد ص 236 ج 2 )