د
- : اشعث عهد نامه را برداشت و در ميان صفوف به راه افتاد و براى سر بازان خواند و از آنان رضايت گرفت ولى گروهى از لشكريان بودند كه به او حمله كردند و مىخواستند وى را بكشند ، اما نجات يافت ، پس از آن كه به خدمت امام رسيد گفت :
من حكميت را به تمام شاميان و عراقيان عرضه داشتم همه رضايت دادند ! .
( شرح ابن ابى الحديد صفحه 237 جلد 2 ) .
از آنچه گفته شد به خوبى وضع اشعث و اعمال نفاق آلودش و فعاليتش براى پيشرفت معاويه و شكست لشكر امام ( ع ) برمىآيد و گفته ابن ابى الحديد كه هر فسادى در حكومت امام ( ع ) پيش آمد به واسطه او بوده و او رئيس منافقان مىباشد ، به خوبى آشكار مىشود ، و روشن مىگردد كه چرا امام نسبت به او تندى نمود .
و انسان نمىتواند باور كند كه سخنرانى « ليلة الهرير » ، او بدون توطئه قبلى با معاويه نبوده است .
84
- « لو عاينتم » اشاره به اين است كه انسان هنگام مرگ پرده از پيش چشمش كنار مىرود و حقايق را مىبيند .
85
- ( و ما يبلغ . . . ) اين جمله اشاره به اين است كه همواره مبلغان پروردگار در ميان بشر ، افرادى از خود بشر هستند و فرشتگان تنها بر پيامبران نازل مىشوند ، بنا بر اين خداوند به وسيله ! پيامبران و امامانى كه از جنس بشرند به آنها اتمام حجت مىكند .
يك نكته : ابن ابى الحديد دانشمند معروف اهل تسنن مىگويد :
ممكن است مقصود اين باشد كه همه هنگام مرگ امام ( ع ) را مشاهده