در اين قسمت امام ( ع ) به اين مطلب مىپردازد ، كه خداوند گروه خاصى را از ميان انسانها برگزيده تا براى رهبرى و هدايت مردم به پا خيزند و دستورات الهى را به آنها برسانند و پيمان فطرت را كه خداوند از انسانها در مورد شناسائى خود گرفته از آنان مطالبه كنند و افكار و عقلهاى نهفته و مغلوب هوا و هوسهاى آنان را ، بار ديگر به كار وا دارند ، روشن است كه اين پيمان يك پيمان لفظى نبوده بلكه پيمانى بوده كه با زبان آفرينش و خلقت از انسانها گرفته شده است .
16
- و اهل الارض يومئذ ملل متفرقه : ( مردم زمين در آن روز داراى مذهبهاى پراكنده بودند ) اين قسمت اشاره به معتقدات مختلف مردم عصر جاهليت است كه به عنوان نمونه گوشهاى از عقايد عرب را در ذيل خوانيد :
« آنها اصناف مختلفى بودند ، گروهى رستاخيز و آفريدگار را انكار مىكردند ، مىگفتند : « غير از اين زندگى دنيا چيزى نيست ، مىميريم و زنده مىشويم ، و طبيعت ما را هلاك مىسازد » .
و گروهى به آفريدگار معتقد بودند اما رستاخيز را انكار مىكردند و دسته ديگر به آفريدگار و نوعى زندگى پس از مرگ اعتقاد داشتند ولى رسالت و نبوت را منكر بودند ، بت مىپرستيدند و آنها را شافعان خويش نزد خدا مىدانستند ، براى بتها حج مىكردند و قربانى مىنمودند ، و اكثريت اعراب را اين دسته تشكيل مىدادند .
گروهى معتقد به تناسخ ارواح بودند و در بارهء بتها نيز عقايد عجيب و غريبى داشتند ، بعضى آنها را شريك خدا مىدانستند و حتى لفظ « شريك » را هم به آنان اطلاق مىنمودند ، و بعضى ديگر آنها را وسيله ميان خود و خالق مىشمردند .