و همان زمان كه همه لب فرو بسته بودند من سخن گفتم ، و آن وقت كه جمعيت همه توقف كرده بودند من با راهنمائى نور خدا به راه افتادم ! فرياد نمىزدم ، صدايم از همه آهستهتر ، اما از همه پيشگامتر بودم ، زمام امر را به دست گرفتم و پرواز كردم ، و جائزه سبقت در فضائل را بردم .
همانند كوهى كه تندبادها آن را به حركت در نمىآورد ، و طوفانها آن را از جاى بر نمىكند ، هيچكس نمىتوانست عيبى در من بيابد ، و هيچ سخن چينى جاى طعن در من نمىيافت .
ستمديدگانى كه در نظرها ذليل و پستند از نظر من عزيز و محترمند ، تا حقشان را بگيرم ، و نيرومندان ستمگر در نظر من حقير و پستند ، تا حق ديگران را از آنها بستانم .
در برابر فرمان خدا راضى ، و تسليم امر او هستيم ، آيا گمان مىكنيد ممكن است من به رسول خدا ( ص ) دروغ ببندم ؟ ! ( و اگر از او خبرى غيبى نقل مىكنم ممكن است خلاف واقع باشد ؟ ! ) .
به خدا سوگند ! من نخستين كسى هستم كه وى را تصديق كردم و هرگز من اول كسى نخواهم بود كه او را تكذيب نمايم .
در كار خود انديشه كردم ديدم اطاعت ( فرمان پيامبر خدا ( ص ) بر بيعت ( اجبارى با متصديان حكومت ) مقدم است ، و هنوز پيمان پيامبر ( ص ) در مورد ديگران ( براى حفظ موجوديت اسلام ) در گردن من مىباشد : ( 128 . ) كلام - 38 : « سخنى است كه امام در باره معنى شبهه ايراد فرموده است » ( 129 . ) « شبهه » را از اين رو « شبهه » نام نهادهاند كه شباهت به حق دارد ، اما براى دوستان خدا نورى كه آنان را در تاريكيهاى شبهه رهنمائى كند ، « يقين » آنها است و راهنماى آنها مسير هدايت است ، ولى دشمنان خدا گمراهيشان آنها را به شبهات دعوت مىكند ، و راهنماى آنها كورى باطن است آن كس كه از مرگ بترسد هرگز به خاطر اين ترس ، از مرگ نجات نمىيابد همانطور كه آن كس كه مرگ را دوست دارد براى هميشه در اين جهان باقى نخواهد ماند .
خطبه - 39 : « هر چه شما را دعوت مىكنم اجابت نمىكنيد ( 130 . ) ( 131 . ) گرفتار مردمى شدهام كه هر گاه فرمانشان دهم اطاعت نمىكنند ، و چون دعوتشان نمايم اجابت نمىنمايند .
ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 131
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص١٣١