سيستم ماركسيسم مانع تجلّى استعدادها و قدرت اقتصادى افراد مىشود و چه استبدادى گزندهتر و بدتر از اين ؟ !
افراد فهميده كه رنج مىبرند يا بايد به مدارج عاليهء حزبى و دولتى نزديك شوند تا در امان باشند ، و يا به مواد مخّدر آلوده مىگردند ! كه مىشنويم در برخى كشورهاى كمونيست ، مصرف برخى مشروبات الكلى از هر كشور اروپايى بيشتر است . آمار سال 70 روسيه نشان مىدهد 55 % مردم كارگر ، 22 % دهقان و 23 % روشنفكر ( يعنى وابستگان حزبى ) بودهاند .
اينهمه جمعيت وابسته حزبى ، علامت استبداد حكومت و سيستم ، است كه افراد براى پيمودن راه ترقى ناچارند از طريق حزب وارد شوند .
در كاپيتاليزم به ظاهر استبدادى نيست ، ليكن اگر كارگر به كارخانهاى مراجعه مىكند و قيمت كارش را فى المثل 4000 تومان قرار مىدهند به او حق اعتراض مىدهند ، ولى به شماى كارگر مىگويند به كار در اين جا مجبور نيستيد و مىتوانيد در جاى ديگرى كار كنيد ولى جاى ديگر هم كه برود قضيه همين است ! در مثل به هر كجا كه رود آسمان همين رنگ ، است . و اين يعنى يك نوع انحصار و قرارداد اكراهى و استبداد مخفى .
يعنى سرمايهداران با توافق هم قيمت كار را پايين مىگيرند كه كارگر راه ديگرى ندارد . البته به دليل اهميّت آزادى انسان كه از هر چيز مهمتر است ، ضربهاى كه ماركسيسم بر پيكر انسان وارد مىكند بيشتر است و خطرناكتر ليكن در هر حال استبداد است و محكوم .
3 . قيمت كار و كالا بايد بر اساس صحيح و عادلانه تنظيم شود ، نه اين كه سهم يك كارگر كه كار زنده و تدريجى دارد روزانه 5 تا 000 / 10 باشد و سهم صاحب كارخانه كه كار متراكم ( كارخانه ) را در اختيار دارد روزانه مثلا صد هزار تومان .
مالكيت ها ( فارسى ) — صفحة 183
مساهمون: الشيخ محمد علي الگرامي القمي
ص١٨٣