اين معنا خريد و فروش هم كار نيست ، اشكال ربا چيز ديگرى است كه بعداً توضيح خواهيم داد . كالا تابع شخصيّت خودش مىباشد ، يعنى مادهء خام كه امروزه به صورت كالا در آمده ملك هر كه بوده و هر رابطهء اقتصادى داشته است ، حالا هم اين كالا به جاى آن نشسته و همان رابطه را دارد . كسى كه مادّهء خام را استخراج كرده مالك آن بوده است و اگر به كسى فروخته است ، خريدار به جاى او نشسته است . او كالا را مىبرد و كارخانه دار اجرت ماشين را ، مگر اين كه مادّهء خام ملك خود كارخانه دار باشد كه در اين صورت كالا هم ملك اوست ، ( و البته حاكم مىتواند از جمع دو شغل در دست يك نفر ممانعت به عمل اورد ) و كارگر اجرت كارش را مىبرد ، و مىتواند اجرت كارش را با قراردادى صحيح ، سهمى در خود كالا قرار دهد . تنها بايد به عدالت رفتار شود و سهم كارگر و صاحب كارخانه و صاحب مادّهء خام عادلانه تقسيم گردد و مصالح مصرف كننده هم در قيمت گذارى رعايت شود .
6 - حسّاسيت ماركس روى ارزش اضافى از آن جاست كه قيمت گذارى اجناس و تقسيم سود حاصل از آن ، بر اساس عدالت و رعايت همهء طرفهاى درگير ( مصرف كننده ، صاحب مادّهء خام ، صاحب كارخانه ، كارگر ) بنا نمىشده ، و ثروت بى حساب ، جمع و متمركز مىشده است . در سيستم عدل اسلامى اين طور نيست ، و اگر دولت جمهورى اسلامى ايران هنوز در عمل موفّق نشده است كه قيمتها را بر اساس صحيحى طراّحى كند به علّت عوارض پارهاى از مسايل اجتماعى و جهانى است و از اصل اسلام جدا است . و نيز عوامل ضدّ انقلاب و فرصتطلبهايى هستند كه روح تعاون و خلوص را از مردم سلب مىكنند ، كمونيسم و حتّى سوسياليزم هم آن طور كه مىخواسته است ، هنوز موفّق نشده است . همهء
مالكيت ها ( فارسى ) — صفحة 185
مساهمون: الشيخ محمد علي الگرامي القمي
ص١٨٥