روزمره پيدا مىكنيد .
خريد ميوه و گوشت و سبزى به مقدارى كه نتوان در منزل نگه داشت و موجب فساد آنها شود اسراف است . مخارج اضافى بدون سود و بهرهء كافى در ساختمان منازل ، اسراف است و . . .
از آنچه دربارهء اسراف و چگونه به مصرف رساندن اموال گفتيم ، معلوم شد كه صرف پول در موارد غير مفيد و يا حرام علاوه بر حرمت عمل ، اسراف هم محسوب مىشود و از اين جهت هم ممنوع است . مثلا روشن كردن شمع حتّى به عنوان توسّل به امامان و امامزادگان در روز و يا در شب با وجود برق ، مصداق اسراف است ، يا صرف پول در مورد جادوگرى و رماّلى و شعبده و براى موسيقى و آوازهاى مخدّر ، آشكارا از مصاديق اسراف است .
نتايج و تذكّرات . . .
1 . علم اقتصاد دربارهء منابع ثروت در ارتباط با نيازهاى جامعه بحث مىكند تا مشكلات را بر طرف سازد و به تعبير ديگر علم بهرهورى بيشتر از منابع كمتر ، و يا : علمى كه راه تامين نيازهاى زندگى را از منابع كم نشان مىدهد .
2 . اسلام براى حلّ مشكلات اقتصادى جامعه ، نظامى خاص دارد كه از جهاتى با سوسياليزم و كاپيتاليزم متفاوت است . سوسياليزم با قانون و ضمانت اجرايى قانونى ، ابزار توليد را ملّى مىكند وتمركز ثروت را با فشار قانون از ميان بر مىدارد واراضى را كلّا ملّى مىكند ، اسلام ابزار توليد را به كلّى ملى نمىداند ، اگر دولت ابزارتوليدى را خريد و به كار انداخت ملّى است ، و اگر بخش خصوصى و افراد ملّت خريدند ، ملك خود آن هاست . دولت مىتواند قبلًا برخى قسمتها را در اختيار خود بگيرد و ديگران را از ورود در جريان توليد آن منع كند . مثل استخراج