تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مالكيت ها ( فارسى ) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤
4 . كالاى توليد شده در كارخانه و محصول كشت شده در زمين ، ملك كسى است كه مادّهء خام و بذر ، ملك اوست . معناى جملهء « الزرع للّزارع و لو كان غاصبا » نيز همين مطلب است ، يعنى اين جمله مربوط به موردى است كه زارع بذر خود را در زمين غصبى كشت مىكند ، ولى اگر بذر غصبى را در زمين خود و با كار خود كشت كند محصول آن ملك صاحب بذر مىباشد . متاّسفانه برخى نويسندگان محقق معاصر از اين نكتهء روشن غفلت نموده‌اند « 1 » تبعيت محصول و كالا از بذر و مادهء خام يك واقعيت عينى طبيعى است و نظام اقتصادى و كلّ نظام حقوقى نمىتواند بر خلاف طبيعت باشد ( مگر در شرايط استثنايى و دشوار كه در آن صورت ، استثناء ، بر خلاف طبيعت كار مىكند تا پس از رفع ضرورت به حالت عادى باز گردد . 5 . بايد خوب دقت كرد اصالت كار را در كجا به كار مىبريم ! در كلّ اقتصاد اسلام اصالت با كار است . يعنى زير بناى اقتصاد اسلامى نهايتا به كار بر مىگردد ، و هر توليد و هر كارخانه و هرگونه محصول ، سرانجام به زمين و منابع اوّليه بر مىگردد كه با كار استخراج و توليد شده است . « ليس للأنسان الّا ما سعى » . نيز همين معنا را افاده مىكند . ليكن اين جمله ربطى به اين بحث كه ابزار توليد ، ملّى است يا نه ؟ كالا ملك كارگر است يا صاحب كارخانه يا صاحب مادهء خام ؟ برخى قراردادها موجب تملّك نيستند ، زيرا كار نيستند و . . . مسائلى از اين قبيل ، ندارد . قرار داد نوعى كار است ، و اشكال ربا هم اين نيست كه كار نيست ، زيرا در
هامش
( 1 ) - آقاى صدر در كتاب اقتصاد ما و آقاى تهرانى در اقتصاد اسلامى اين جملهء معروف را دليل اصالت گرفته‌اند در حالى كه به خوبى روشن است كه منظور اصالت بذر است نه كار .