تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مالكيت ها ( فارسى ) — صفحة 174

مساهمون:

ص١٧٤
مشروع بودن و يا غير قانونى بودن آن است . بيان اين باطن و توجّه به فلسفهء روابط مالكيّت ، انسان قرآنى را فردى فداكار ( با پول خود ) در راه جامعه مىسازد . پيامبر اكرم مىفرمود : « دوست ندارم كه به اندازهء كوه احد طلا داشته باشم و همه را در راه خدا بدهم و فقط دو قيراط براى خود نگهدارم ! » . دو قيراط را هم نمىخواست براى خود نگهدارد .

مصرف . . .

پس از مشروعيت اصل مالكيّت ( به وسيلهء كار يا نياز يا قرارداد ) نوبت به بحث دربارهء مصرف اموال مىرسد . آيا انسان پيرو مكتب اسلام ، مىتواند مال خود را در هر كجا كه صلاح بداند و شخصاً تمايل داشته باشد به مصرف برساند ؟ پاسخ آن است كه اسلام مصرف را آزاد و بى قاعده نمىگذارد ، و در مورد آن و چگونگى مصرف مال ارائه طريق نموده و اظهار نظر كرده است . فى المثل چگونگى در مصرف كمّا و كيفا نبايد اسراف صورت پذيرد . زيرا اسراف از گناهان بزرگ به شمار مىآيد . اسراف در لغت به معناى تجاوز از حدّ است . راغب اصفهانى در مفردات مىگويد : « اسراف تجاوز از حدّ در هر عملى است كه انسان انجام مىدهد . البته در مورد انفاق و خرج مال مشهورتر است . سرف ، هم در اندازه و مقدار ، و هم در كيفيّت شيىء ، تصوّر مىشود و به كار مىرود . سفيان ( يكى از لغوييّن ) مىگفته است : هر چه را در غير اطاعت خدا خرج كنى ، اسراف حساب مىشود . سرفه ( كه واژه اسراف از آن ريشه است ) نام حشره‌اى است كه برگ درختان را مىخورد . . .