مصرى ، در خانهاى معروف به بيت أبي النّبيّ ؛ و قبل از اين ، معروف به خانهء نابغه بوده ، و قبر آن جناب واقع است در فوق دكه ، در ضلعى ميان دو ديوار خانه ، در صندوقى كوچك چون پشت ماهى ، و در جوف آن ضريحى چوبى كوچك نيز هست .
و مستحبّ است زيارت كردن قبور كسانى كه در قبرستان بقيع مدفون هستند از صحابهء رسول خدا صلى الله عليه و آله و تابعين ؛ و از براى ايشان ، آنچه ميسّر شود از قرآن بخواند و ثوابش را هديهء ايشان كند ، از آن جمله مستحبّ است زيارت كردن قبر عبداللَّه بن جعفر طيّار ؛ بدان كه آن جناب اوّل مولودى است از اهل اسلام كه در ارض حبشه متولّد شده ، و بعد از هجرت نبوى صلى الله عليه و آله ، در خدمت پدر خود به مدينه آمدند و به شرف ملازمت رسول خدا صلى الله عليه و آله مشرّف شدند ، از خود عبداللَّه مروى است كه گفت : من ياد دارم كه چون خبر موت پدرم جعفر طيّار به مدينه رسيد ، رسول خدا صلى الله عليه و آله به خانهء ما آمدند و تعزيهء پدرم رسانيدند و دست مبارك بر سر من و سر برادر من فرود آورد و روى ما را بوسه فرمود و اشك از چشمش روان شد به هيئتى كه بر محاسن شريفش مُتماطِر « 1 » مىشد و مىفرمود كه : جعفر به بهترين ثوابى رسيد ، اكنون خليفهء وى تو باش در ذريّهء او به بهترين خلافتى . و بعد از سه روز باز به خانهء ما آمد و همگى را دلدارى داد و نوازش فرمود و لباس تعزيه بيرون آورد و در حقّ ما دعا كرد و به مادر ما ، اسماء بنت عميس فرمود كه غم مخور كه من ولىّ ايشانم در دنيا و آخرت « 2 » .
و عبداللَّه بغايت كريم و ظريف و حليم و عفيف بود ، سخاى او به مرتبهاى بود كه او را بحر جود مىگفتند . آوردهاند كه : بعضى او را در كثرت سخا عتاب نمودند ، او در جواب گفت كه : مدّتى است مردم را معتاد به انعام خود نمودهام ، از آن مىانديشم كه اگر انعام خود را از ايشان قطع نمايم خلّاق عالم نيز عطاياى خود را از من قطع نمايد .
و اين نعمت و بركت و سخاوت به جهت دعاى خير رسول خدا صلى الله عليه و آله بود كه در خصوص
هامش
( 1 ) - ( عبارت متن « متتاطر » . م . ) مُتَماطِر : باران باريده شده در محلى . . . . لغت نامه .
( 2 ) - ( با اندكى تغيير و ضمنروايتى طولانى ) بحار 21 / 56 ب 24 ذيلح 9 ؛ اعلامالورى / 103 ب 4 ( به روايت امام باقر عليه السلام ) ؛ شرحنهج 15 / 71 ف 5 .