گفتند كه : حضرت رسول صلى الله عليه و آله از بسيارىِ جَزَع « 1 » و حُزن « 2 » ، فرزند خود را فراموش كرد كه او را نماز خواند ! پس آن جناب برخاست و فرمود كه : جبرئيل مرا خبر داد به آنچه شما گفته بوديد كه من از شدّت جزع فراموش كردهام نماز بر فرزند خود را ، چنين نيست كه شما گمان كردهايد ، و لكن خداوند لطيف و خبير بر شما پنج نماز واجب فرموده و از براى مردگان شما از [ هر ] نماز يك تكبير اختيار كرده ، و امر نموده مرا كه نماز نگذارم مگر براى كسى كه نماز خوانده باشد . پس حضرت فرمود كه : يا على ( عليه السلام ) ، به قبر پايين رو و فرزند خود را در لحد گذار . حضرت امير عليه السلام داخل قبر شد و آن طاير قدسى « 3 » را در آشيان لحد گذاشت ، پس مردم گفتند كه : سزاوار نيست احدى را كه فرزند خود را در لحد گذارد و به قبر فرزند خود داخل شود زيرا كه رسول خدا صلى الله عليه و آله داخل قبر فرزند خود نشد . پس حضرت فرمود كه : أيُّهَا النّاس ، بر شما حرام نيست كه داخل قبرهاى فرزند خود بشويد و لكن من ايمن نيستم كه اگر يكى از شما داخل قبر فرزند خود شود و بندهاى كفن او را بگشايد از آنكه شيطان بر او مسلّط شود [ و ] او را بدارد بر جزعى كه باعث هَبطِ « 4 » اجر او شود . پس حضرت از نزديك قبر مراجعت نمود « 5 » .
أيضاً به سند معتبر منقول است كه جناب پيغمبر صلى الله عليه و آله نزد قبر ابراهيم فرزند خود حاضر شد ، در جانب قبلهء قبر نشست و فرمود كه ابراهيم را سرازير به قبر داخل كردند ، و فرمود كه قبرش را بلند كردند « 6 » .
و به سندِ معتبر ديگر منقول است كه : چون ابراهيم بن رسول خدا صلى الله عليه و آله از دنيا رحلت نمود آب از ديدهء مبارك آن حضرت فرو ريخت و فرمود كه : ديده مىگريد و قلب اندوهناك مىشود ، و نمىگويم چيزى كه باعث غضب خدا باشد . پس خطاب كرد به ابراهيم كه : ما بر تو اندوهناكيم اى ابراهيم . پس در قبر ابراهيم رخنهاى مشاهده نمود ، و
هامش
( 1 ) - جَزَع : بىتابى . لغت نامه .
( 2 ) - حُزْن : اندوه ، غم . لغت نامه .
( 3 ) - طائِر قُدسى : كنايه از فرشته و مَلك باشد . لغت نامه . ( كه در اينجا تشبيه ابراهيم است به ملك . م . )
( 4 ) - هَبْط : كم شدن ، كمى . لغت نامه .
( 5 ) - ( با اضافات ) بحار 22 / 155 ب 1 ح 13 و 78 / 380 ب 10 ح 36 ؛ المحاسن 2 / 313 ح 31 .
( 6 ) - در ( بحار 22 / 157 ب 1 ح 14 و ح 15 ) به مطالب فوقالذكر اشارهاى شده است . م .