تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصباح الحرمين ( فارسى ) — صفحة 388

مساهمون:

ص٣٨٨
بود ، و مثل و مانند نداشت ؛ آه ! آه ! ثُمَّ رفَعُوا رَأسَهُ علَى السِّنانِ وَ تمَنّوا مِنَّا الجارِيَة ؛ يعنى : . . . بلند كردند سر مقدّس او را بر نيزه و از اهل بيت خواهش كنيزى نمودند ، فَوا ضَجَّتاهُ از اين ظلمى « 1 » كه بر ما وارد شده . بعد از آن ، آن مظلوم صيحه كشيد و غش نمود ، پس جمع شدند بر دور آن سروَر اصحاب و غلامان او ، و برداشتند او را بسوى خانهء او ، و من با ايشان بودم ، چون آن حضرت را وارد حجرهء مباركه نمودند و از حالت غشوه به خود آمد ، در مقابلش ايستادم و هر دو كف آن سرور را بوسيدم و عرض كردم : يا سيّدى ، از همهء اين مصيبت كه بر شما وارد آمده كدام مصيبت سخت تر بود ؟ فرمودند : اى نعمان ، نديدم مصيبت را كه شديدتر باشد از آن زمانى كه ما را وارد شهر شام نمودند . عرض كردم : اى مولاى من ، چگونه بود آن مصيبت ؟ فرمود : فَعَلوا بِنا سَبعةَ أفعالٍ لَم يَستَعمِلوها مِن أسرِنا إلى أن ورَدنا إلَى الشّامِ ، يعنى : بنى اميّه بر ما وارد آوردند هفت مصيبت كه از زمان اسيرى ما تا ورود به شام مثل آن مصايب را بر ما وارد نياورده بودند : أوّلًا قَد أحاطُوا علَينا سالينَ سيُوفَهُم وَ مَقدَمينَ أسنانَهُم حامِلينَ علَينا وَ يَضربُونَنا « 2 » بِكِعابِ السّنان وَ أمسكونا في حَوزةِ الشّامِ إلى أن اجتَمَعوا علَينا مِن أهلِ الطّنابيرِ وَ المضاميرِ جمعاً كَثيراً يفرَحونَ وَ يطرِبُونَ وَ يضحكونَ ، يعنى : مصيبت اوّل اين بود كه آن كافران بر دور ما احاطه نمودند در حالتى كه شمشيرهاى خود را كشيده بودند از غلاف ، و نيزه‌هاى خود را راست كردند و بر ما حمله مىكردند ، و [ با ] كعب نيزه ما را مىزدند ، و در ميان جمعيّت اهل شام ما را نگاه داشته بودند تا اينكه از اهل طنبور و مضمار بر دور ما جمع شدند ، و آن گروه فرح و شادى مىكردند و مىخنديدند ، و به جهت اسيرى ما دف و طنبور مىزدند .
هامش
( 1 ) - پس اى فغان از اين ظلمى . . . . م . ( 2 ) - عبارت متن « يضربونها » . م .